تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
سپس دست بر محاسن شريف خود نهاد و مدتى بس طولانى گريست و آن‌گاه فرمود : « آوّه على اخواني الذين قرأوا القرآن فأحكموه ، و تدابروا الفرض فأقاموه ، أحيوا السنة و أماتوا البدعة ، دعوا للجهاد فأجابوا ، و وثقوا بالقائد فاتّبعوه » « 1 » ؛ آه و افسوس بر برادرانم ، همان‌ها كه قرآن را تلاوت مىكردند و به كار مىبستند ، در فرائض و واجبات دقت مىكردند و آن‌ها را به پا مىداشتند ، سنّت‌ها را زنده و بدعت‌ها را ميراندند ، دعوت به جهاد را مىپذيرفتند و به رهبر خود اطمينان داشتند و صميمانه از او پيروى كردند . 2 . نافرمانى و فروپاشى سپاهيان و پديدار شدن ضعف و سستى و خستگى از جنگ در اثر كشته شدن عدهء زيادى از مردم عراق كه ستون فقرات سپاه امام عليه السّلام را تشكيل مىدادند پديد آمد و با اين كه امام عليه السّلام از قدرت بيان تحسين برانگيز و برهان قاطع برخوردار بود ، نتوانست براى ادامه و استمرار جنگ ، در پايگاه مردمى خود عزم و اراده ايجاد نمايد . از جمله امورى كه بر تفرقه و پراكندگى سپاهيان مىافزود گفت‌وگوى معاويه با سران قبايل و عناصر دنيا طلب بود كه در آن كوتاهى نمىكرد و يا اموال و دارايى و هدايا و پست و مقام‌هايى به آن‌ها پيشكش مىداد تا هرگونه مىتوانند قدرت و توان امام و انبوه جمعيت هوادار او را به سستى و ضعف بكشانند و در اين مورد كار به جايى رسيد كه امام عليه السّلام پس از جنگ نهروان نتوانست در اردوگاه نخيله براى جنگ با معاويه نيرويى تدارك ببيند و اغلب سپاهيان حضرت پنهانى وارد كوفه شدند به گونه‌اى كه امام ناگزير شد ، اردوگاه خويش را به تعطيلى بكشاند و جنگ را به تأخير اندازد . « 2 » 3 . اوضاع و شرايطى را كه امام عليه السّلام و مسلمانان پشت سر گذاشتند به
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد : 10 / 99 . ( 2 ) . تاريخ طبرى 4 / 67 .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 309 | منذر حكيم / عدى غريباوى / عباس جلالى