معاويه فرصت داد تا در گوشه و كنار سرزمين اسلامى به حملاتى دست بزند . وى با اين اعمال ، دست به كشتار و اسارت و تهديد زد . نخست به اطراف عراق حمله كرد . نعمان بن بشير انصارى را براى حمله به منطقهء « عين التمر » و سفيان بن عوف را جهت يورش به منطقهء « هيت » و سپس « انبار و مدائن » و معاوية بن ضحاك بن قيس فهرى . . . را براى حمله به « واقصه » گسيل داشت هر بار امام عليه السّلام مىكوشيد تا مردم را براى برابرى با حملات معاويه فرا بخواند ، ولى فورا پاسخ مثبت دريافت نمىكرد ، از اين رهگذر ، معاويه به ضعف قدرت حكومت امام عليه السّلام و افزايش قدرت و توان خويش پى برد . « 1 »
معاويه ، براى هجوم به حجاز و يمن بسر بن ارطاة را به آن ديار اعزام كرد و او در زمين به فساد و تباهى پرداخت و انسانهاى بيگناه را از دم تيغ گذراند . « 2 » درد و رنج امام عليه السّلام از اعمال جنايتكارانهء مجرمان و دست برداشتن مردم از يارى وى ، به پايهاى رسيد كه از رنج و آزردگى خود براى دست برداشتن مردم از يارىاش ، به صراحت فرمود :
« اللّهم إني قد مللتهم و ملّوني و سئمتهم و سئموني ، فأبدلني بهم خيرا منهم و ابدلهم بي شرا منّي » ؛ « 3 »
خدايا ! از بس آنها را پند و اندرز دادم ، آنها را ملول و آنان نيز مرا ملول ساختند . من آنان را ناراحت كردم و آنان نيز مرا خسته كردند ، به جاى آنها افرادى بهتر به من عنايت كن ، و به جاى من بدتر از من را بر آنان مسلّط گردان .
هامش
( 1 ) . غارات ثقفى 476 ، تاريخ طبرى 4 / 102 و 103 .
( 2 ) . تاريخ ثقفى 476 ، تاريخ طبرى 4 / 106 ، چاپ مؤسسه اعلمى .
( 3 ) . نهج البلاغه خطبهء 25 .