تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 281

مساهمون:

ص٢٨١
جاى مانده جز سلاح و يا وسايلى كه در جنگ از آن‌ها استفاده كرده‌اند ، چيزى برگيرد ، غير از موارد ياد شده هرچه هست مربوط به ورثهء كشته‌شدگان است . » « 1 » حضرت به محمد بن ابى بكر و عمار ياسر دستور داد كجاوهء عايشه را از ميان كشته‌شدگان وسط ميدان ، به گوشه‌اى منتقل سازند و محمد مسئوليت امور مربوط به خواهرش را به عهده گرفت و در پايان شب عايشه را وارد بصره نمود و در منزل عبد اللّه بن خلف خزاعى جاى داد . امام عليه السّلام ميان كشته‌گان سپاه جمل گردش مىكرد و هريك از آنان را با نام مخاطب مىساخت و مكرّر مىفرمود : من آن‌چه را خدايم وعده داده بود ، مطابق با واقع ديدم ، آيا شما نيز آن‌چه را خدايتان به شما وعده داده بود مطابق با واقع ديديد ؟ نيز فرمود : من امروز كسى را كه از نبرد با ما و ديگران دست بدارد نكوهش نمىكنم ولى آن كس كه با ما سر جنگ دارد مورد نكوهش است . « 2 » امام عليه السّلام در حومهء بصره اقامت فرمود و وارد شهر نشد و به مردم فرمان دفن كشته‌هاى خود را صادر كرد مردم نيز از شهر بيرون آمده و آن‌ها را به خاك سپردند « 3 » و پس از آن امام عليه السّلام وارد شهر بصره دژ پيمان‌شكنان گرديد و رهسپار مسجد شد و در آن نماز گزارد و سپس با مردم سخن گفت و عملكرد آن پيمان‌شكنان را با خود ، بدانان يادآور شد و آن‌ها حضرت را سوگند داده و از او خواستند آنان را مورد عفو و بخشش قرار دهد ، امام عليه السّلام فرمود :
هامش
( 1 ) . تاريخ يعقوبى 2 / 172 ، مروج الذهب 2 / 371 . ( 2 ) . ارشاد مفيد 1 / 256 چاپ مؤسسهء آل البيت عليهم السّلام . ( 3 ) . كامل ابن اثير 3 / 255 .