تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
خودستايى نيست ، تو در حالى كه در حق على ستم روا مىدارى با او خواهى جنگيد ؟ زبير پاسخ داد : آرى ، به ياد دارم . روايت شده : زبير از جنگ كناره گرفت و پس از افروخته شدن جنگ در ناحيه‌اى دور از ميدان نبرد ، به قتل رسيد « 1 » . چنان‌كه مروان حكم ، طلحه را در ميدان جنگ به قتل رساند . « 2 »

وقوع درگيرى

امام عليه السّلام تا آخرين لحظهء درگرفتن جنگ ، اميدوار بود پيمان‌شكنان را از سركشى خود باز دارد ، به همين دليل با وجود لجاجت و پافشارى سران فتنه بر جنگ و درگيرى ، آن حضرت اجازهء جنگ نداد و به يارانش فرمود : هيچ يك از شما حق ندارد تيرى به سمت دشمن پرتاب كند و يا با نيزه با آنان بجنگد تا من به شما رخصت دهم و جنگ و كشتار را آنان آغاز كنند . « 3 » سپاه جمل با شليك تير جنگ را آغاز كردند و يك تن از ياران امام عليه السّلام به شهادت رسيد ، در پى آن نفر دوم و سوم به فيض شهادت نائل شدند . در اين هنگام ، « 4 » امام عليه السّلام به سپاه خويش دستور داد بدان‌ها پاسخ دهند و از حق و عدالت دفاع نمايند . دو سپاه با يكديگر درآويختند و نبردى دهشت‌زا رخ داد به گونه‌اى كه سرها بر زمين مىريخت و دست‌ها از بدن جدا مىگشت و دو طرف زخم و جراحات فراوانى برداشتند . امير المؤمنين عليه السّلام كه ناظر عرصهء كارزار بود متوجه
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 91 ، مروج الذهب 2 / 270 . ( 2 ) . طبقات كبرى 3 / 158 ، الامامة و السياسة 97 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه 9 / 111 . ( 4 ) . الامامة و السياسة 95 .