تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 282

مساهمون:

ص٢٨٢
از شما گذشتم ، مبادا مجددا در پى فتنه‌انگيزى برآييد ، شما نخستين مردمى بوديد كه پيمان شكستيد و امت را دچار تفرقه و پراكندگى نموديد » و سپس انبوه مردم و بزرگان قوم حضور امام عليه السّلام شرفياب شده و با آن بزرگوار دست بيعت دادند . « 1 » پس از آن امير مؤمنان عليه السّلام وارد بيت المال بصره شد وقتى دارايى فراوان انباشته شده در آن را ديد ، مكرّر فرمود : « غرّى غيرى . . . » ؛ ديگرى را بفريب . و فرمان داد آن اموال ميان مردم به طور مساوى تقسيم شود و بدين ترتيب ، به هريك از مردم پانصد درهم تعلق گرفت و سهميهء شخص آن حضرت نيز با ديگران تفاوتى نداشت ، با توزيع اموال ، چيزى در بيت المال باقى نماند در همين اثناء فردى كه در جنگ حضور نداشت خدمت امام عليه السّلام رسيد و سهميهء خود را از آن بزرگوار مطالبه كرد ، امام عليه السّلام سهميهء خود را به او داد و بدين‌سان ، حتى درهمى نصيب آن حضرت نشد . « 2 » سپس امير المؤمنين عليه السّلام دستور داد وسايل حركت عايشه را فراهم نمايند و او را به مدينه بفرستند و به پاس احترام همسرى پيامبر ، برادرش ( محمد بن ابى بكر ) و تعدادى از زنان را در لباس مردان كه عمامه به سر و شمشير حمايل داشتند با وى همراه ساخت ، ولى عايشه نسبت به امير المؤمنين خوشبين نبود و تصور مىكرد حضرت ، حرمت وى را نگاه نداشته است امّا به مجرّد اين‌كه شنيد امام عليه السّلام عدّه‌اى از زنان را به همراهى وى گمارده از حركت خود و شكستى كه نصيبش شد و فتنه‌انگيزى كه به وجود آورده بود ، اظهار ندامت و پشيمانى كرد و به شدّت گريست . « 3 »
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 3 / 544 ، ارشاد شيخ مفيد 137 . ( 2 ) . شرح نهج البلاغه 1 / 250 . ( 3 ) . الامامة و السياسة 98 ، مروج الذهب مسعودى 2 / 379 ، مناقب خوارزمى 115 ، تذكرهء سبط ابن جوزى 80 .