حمله بردند ، ياران او را كشته و موى سر و صورت و ابروى عثمان را تراشيدند ولى از آنجا كه برادرش سهل بن حنيف فرمانرواى امام در مدينه بود ، از كشتن او بيم داشتند . « 1 »
حركت امام عليه السّلام و پايان دادن به سركشى « 2 »
زمانى كه امام على عليه السّلام زمام حكومت را به دست گرفت ، اعلان نافرمانى معاويه از خلافت امام عليه السّلام مانع بزرگى بر سر راه آرامش و امنيّت و حاكميت حكومت مركزى قانونى به شمار مىآمد . ازاينرو ، امام عليه السّلام به تدارك تجهيزات نظامى و فراهم آوردن شرايط سياسى پرداخت تا از تفرقه و پراكندگى و خونريزى ميان مسلمانان جلوگيرى كند .
به مجرد اطلاع امام عليه السّلام از حركت عايشه و طلحه و زبير به سمت بصره و اعلان نافرمانى آنان ، از برنامهريزيى كه براى سركوب معاويه و تصرف شام انجام داده بود منصرف شد و با سپاهى متشكل از بزرگان مهاجر و انصار رهسپار مكه گرديد .
امام عليه السّلام به منطقهء « ربذه » كه رسيد به كليهء شهرها نامه فرستاد و از مردم آن ديار يارى خواست و موضوع را برايشان تشريح فرمود تا بتواند آتش فتنه را در محدودهاى بسيار اندك ، خاموش سازد ، لذا محمد بن ابى بكر و محمد بن جعفر را به كوفه اعزام نمود ولى ابو موسى اشعرى به پيام امام پاسخ مثبت نداد بلكه مردم را از يارى آن حضرت در جنگى كه پيش رو داشت دلسرد و مأيوس مىكرد ، سپس عبد اللّه بن عباس را به كوفه فرستاد وى نيز نتوانست ابو موسى
هامش
( 1 ) . الامامة و السياسة 89 ، تاريخ طبرى 3 / 484 ، چاپ مؤسسهء اعلمى ، مروج الذهب 2 / 367 .
( 2 ) . الامامة و الساسة 74 ، تاريخ طبرى 5 / 507 .