ام سلمه فرمود : اكنون كه چنين است هرگونه كه خود مىخواهى عمل كن و بدين ترتيب عايشه از نزد ام سلمه بيرون رفت . « 1 »
روايت شده : همسران رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم تا منطقهء « ذاق عرق » عايشه را همراهى كردند ، به نظر مىرسد آنان سعى كردند عايشه را به مدينه بازگردانند و از فتنه و آشوب جلوگيرى كنند ، ولى به راه حلّى دست نيافتند و بر آيندهء اسلام گريستند و مردم نيز به گريه افتادند و آن روز « يوم النحيب » ( روز شيون و زارى ) نام گرفت . « 2 »
حيلهء معاويه و پيمان شكنى طلحه و زبير
معاويه از تسلط بر ادارهء امور شام برخوردار بود و امكاناتى در اختيار داشت كه هرگونه مىخواست مىتوانست آنها را به كار گيرد ، وى با مردم شام هيچگونه مشكلى نداشت ، زيرا شاميان از آن زمان كه با اسلام آشنا شدند ، تنها خاندان ابو سفيان را كه از ناحيهء خليفه بر آنان فرمانروايى مىكردند ، شناختند .
قبل از معاويه برادرش يزيد حاكم شام بود ، از سويى سرزمين شام دور از مركز خلافت بود و اين خود ، به اندازهء كافى به آن آرامش و توان و قدرت مىبخشيد . معاويه براى دامن زدن به آشوبى كه در اثر كشته شدن عثمان شعله ور بود ، فعاليّت سياسى خويش را آغاز كرد تا به سود خود از آن بهره بگيرد ، لذا طلحه و زبير را به گونهاى مخاطب ساخت كه براى ورود در مبارزهء جدّى بر ضد امام على عليه السّلام در آنها آز و طمع و اميد و آرزو شعلهور شود و بدينسان آشوب و فتنه در مركز خلافت فزونى يافت و معاويه طى نامهاى به زبير ،
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد 6 / 217 ، بحار الانوار 32 / 149 .
( 2 ) . كامل ابن اثير 3 / 209 .