تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥

بخش دوّم با ناكثين « 1 »

فتنه‌انگيزان

بيعت مردم با امير مؤمنان عليه السّلام چونان صاعقه‌اى بر پيكر قريش و كليهء بدخواهان اسلام ، فرود آمد . حكومت امام عليه السّلام امتداد همان حكومت رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به شمار مىآمد كه جور و ستم و دشمنى و سركشى را به خاك مذلّت كشاند و عدل و مساوات و حق و فضيلت را به ارمغان آورد ، و منافع اقتصادى را كه بر پايهء ربا و احتكار و بهره‌كشى استوار بود ، درهم شكست و از آن‌جا كه فرمانروايان عثمان مشمول اصلاحات امام على عليه السّلام مىشدند بر بسيارى از بزرگان قريش گران مىآمد كه خود را با هر شهروند ديگر و از هر گروه و دسته‌اى كه در دستگاه حكومتى امام راه يافته بودند ، مساوى بدانند . طلحه و زبير پس از آن‌كه توسط عمر نامزد خلافت شدند ، هر يك خود را هم‌سنگ امير المؤمنين عليه السّلام مىپنداشتند و انتظار داشتند حداقل بر بخش عظيمى از سرزمين اسلامى حاكميت يابند ، عايشه نيز نزد خلفاى پيشين از جايگاهى برجسته برخوردار بود چرا كه او هرگونه مىخواست سخن مىراند ، ولى اكنون پى مىبرد در حكومتى كه اساس و منبع آن را در قانونگذارى و
هامش
( 1 ) . جنگ جمل در جمادى الاخر سال 36 هجرى رخ داد .