نگارش احاديث رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم باز داشتند « 1 » ، آغاز شده است ، چنانكه قدرت حاكم كتب حاوى احاديث رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم را به آتش كشيد . « 2 »
2 . پديدهء ممنوعيت پرسش از مفاهيم ندانستهء آيات قرآن به معناى محروم ساختن مسلمانان از سلاح پژوهش و تحقيق و يادگيرى قرآن كريم تلقّى مىشد كه سنّت را از آن جدا و بىآنكه فرصتى براى انديشيدن و آموختن آيات و احكامش دهند ، به ظواهر قرآن توجه كردند تا آنجا كه عمر ، به كارگزارانش سفارش كرد : « تنها از قرآن استفاده كنيد و نقل روايات پيامبر را به حداقل برسانيد و من در اين قضيه خود را با شما شريك مىدانم » بلكه وى كليهء كسانى را كه در مورد تفسير آيات قرآن ، پرسشى داشتند ، كيفر نمود . « 3 »
3 . باب اجتهاد در برابر نص گشوده شد ؛ ابو بكر بىآنكه به آيهاى از قرآن و يا روايتى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم استناد كند ، در بخشى از احكام از جمله : چپاول و مصادرهء اموال باقيماندهء پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم به اجتهاد پرداخت و حق اهل بيت آن بزرگوار را از خمس نپرداخت و فجاءهء سلمى را در آتش سوزاند « 4 » و در مسألهء « كلاله » « 5 » و ميراث مادر بزرگ ، « 6 » خودسرانه فتوا داد ، چنانكه عمر بن خطاب نيز بر خلاف سنّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در پرداخت بيت المال بين افراد ، امتياز قائل شد « 7 » و در ممنوعيّت متعهء حج و متعهء زنان و ديگر مسائلى كه در كتاب « النص و الاجتهاد » « 8 » آمده ، اجتهاد نمود . و عثمان بن عفان حق قصاص
هامش
( 1 ) . سنن دارمى 1 / 125 ، سنن ابو داود 2 / 262 ، مسند احمد 2 / 162 ، تذكرة الخواص 1 / 2 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد 5 / 140 چاپ بيروت .
( 3 ) . تاريخ ابن كثير 8 / 107 ، سنن دارمى 4 / 54 ، تفسير طبرى 3 / 38 ، اتقان سيوطى 1 / 115 .
( 4 ) . تاريخ طبرى 2 / 448 چاپ مؤسسهء اعلمى .
( 5 ) . سنن دارمى 2 / 365 ، سنن بيهقى 6 / 3 / 22 .
( 6 ) . همان ، اسد الغابه 3 / 299 .
( 7 ) . فتوح البلدان 55 ، تاريخ الخلفاى سيوطى 136 .
( 8 ) . كنز العمال 16 / 519 ، حديث 45715 ، زاد المعاد ابن قيم 2 / 205 .