بودند ، پيرامون آن حضرت گرد آمدند كه امام خود ، ماجرا را چنين توصيف مىفرمايد :
ازدحام جمعيت چونان يالهاى كفتار ، مرا به پذيرش خلافت وا داشت آنان از هر سو مرا احاطه كردند به گونهاى كه جان فرزندانم حسن و حسين به خطر افتاد ، چنان به پهلوهايم فشار وارد ساختند كه سخت مرا به رنج انداخت و ردايم از دو جانب پاره شد ، مردم همانند گوسفندان گرگ زده ، اطرافم را گرفته بودند . « 1 »
امام عليه السّلام آزمند قدرت نبود ، بلكه علاقمند بود باقيماندهء امّت را از گرفتارى برهاند و آيين اسلام را از ناخالصىها و بدعتها پيراسته گردانده ، و از آن حراست نمايد . به هر ترتيب ، امام عليه السّلام مسئوليت خلافت را نپذيرفت و آن را به روز بعد موكول كرد تا بيعت انبوه مردم در مسجد آشكارا صورت گيرد و با اين كار ، شيوهء بيعت گرفتن در سقيفه و سفارش به خلافت و مسألهء شورا را مردود دانست و در همان زمان به امّت فرصت ديگرى داد تا عواطف و احساسات آنها را بيازمايد و پى ببرد تا چه پايه تصميم فرمانبردارى از او دارند ، زيرا سفارشات رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در مورد خلافت و جانشينى امام ، پيش از اين به تباهى كشانده شده و از مفاهيم اصلى خود منحرف گشته بود ، ازاينرو ، امام عليه السّلام فرمود :
به خدا سوگند ! بدين جهت به خلافت تن در دادم كه ترسيدم جمعى از خدا بى خبران بنى اميّه بر امّت حاكميت يابند و كتاب خداى عز و جلّ را به بازى بگيرند . « 2 »
بيم از نفوذ بنى اميه در مراكز دولتى و حرص و آز شديد آنان براى دستيابى به قدرت [ از ديدگاه امام ] بدين جهت مسألهاى با اهميت تلقى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبه شقشقيه .
( 2 ) . انساب الاشراف 1 / ق 1 / 157 .