شكنجهء مخالفان و محكوم كنندگان سياست منحرفش ، پرداخت و بىآنكه حرمتى براى صحابه قائل شود ، اين شيوه را شدت بخشيد از جمله ابو ذر غفارى ، صحابى جليل القدر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كارهاى ناپسند عثمان را مورد اعتراض قرار داد ، و عثمان وى را به شام فرستاد . معاويه از تحمل وجود ابو ذر در شام درمانده شد و او را به مدينه باز گرداند ، ابو ذر ، جهاد و مبارزه و اعتراض خود را نسبت به سياست اموى همچنان ادامه داد ، حضور ابو ذر براى عثمان قابل تحمل نبود ، تصميم گرفت او را به ربذه تبعيد كند و حتى از خداحافظى مردم با وى جلوگيرى به عمل آورد ولى امام عليه السّلام به اتفاق حسن و حسين و عقيل و عبد اللّه بن جعفر ، ابو ذر را بدرقه كردند ، مروان حكم مانع رفتن آنان شد ، امام عليه السّلام به خشم آمد و بر مروان حمله برد و تازيانهاى بر گوش اسبش نواخت و بر او فرياد زد ! دور شو ، خدا تو را وارد دوزخ سازد « 1 » .
امام عليه السّلام با ابو ذر خداحافظى كرد و به دو فرمود :
ابو ذر ! تو در راه خدا خشمگين شدى ، به درگاه آنكس كه به خاطر او خشمگين شدى اميدوار باش ، مخالفانت از تو بر دنياى خود مىترسند ، و تو بر دين خود از آنان بيمناكى ، دنياى آنها را به خودشان واگذار ، و از امورى كه بر دينت از آن بيمناكى بگريز ، به آنچه از آن منعشان كردى بسيار نيازمندند ! ولى تو به آنچه كه از آن منعت كردند ، فوقالعاده بىنيازى ! به زودى پى خواهى برد كه فردا چه كسى سود برده و چه كسى بيشتر حسد ورزيده است . « 2 »
وقتى على عليه السّلام از مراسم خداحافظى و بدرقهء ابو ذر بازگشت ، مردم به
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 2 / 350 .
( 2 ) . شرح نهج 3 / 54 ، اين موضوع را ابو بكر احمد بن عبد العزيز در كتاب جود « سقيفه » آورده است ، اعيان الشيعه 3 / 336 .