عثمان در برابر مروان حكم ، فردى ضعيف و ناتوان بود ، به سخن وى گوش مىداد و خواستههايش را برآورده مىساخت ، حتى زمانى كه مردم شهرهاى ديگر جهت اعتراض به سياستهاى عثمان در مدينه گرد آمدند و او ضاع به شدت آشفته و بحرانى شد ، امام على عليه السّلام براى آرام ساختن اوضاع و باز گرداندن شورشيانى كه خواستار اصلاح ساختار سياسى و ادارى و اقتصادى و تعويض و جابجايى فرمانروايان بودند ، وارد عمل شد و شورشيان را به شهرهاى خود بازگرداند ، مشروط بر اين كه عثمان از مروان حكم و سعيد بن عاص اطاعت نكند .
ولى به مجرد اينكه اوضاع ، آرامش يافت ، مروان در جهت سركوب شورشيان ديگر بار به تحريك عثمان پرداخت ، امام عليه السّلام با خشم بر او وارد شد و فرمود :
تو از مروان راضى نمىشوى و مروان از تو ، مگر اينكه تو را از دين و آيين و انديشهات منحرف سازد بسان شتر رام و مطيعى كه آن را به هر سمتى برانند ، حركت مىكند . به خدا سوگند ! مروان در دين و در حيطهء وجود خود ، اهل تدبير نيست . « 1 »
در مورد ديگرى عثمان بر شهودى كه به شراب نوشيدن وليد گواهى دادند خشمگين شد و آنها را از پيش خود راند در اينجا امام عليه السّلام وارد عمل شد و از فرجام چنين امورى به عثمان هشدار و به او دستور داد وليد را فرا بخواند تا حضرت او را محاكمه نموده و حد بر او جارى سازد ، زمانى كه وليد احضار شد و گواهى شهود دربارهء او ثابت گرديد امام عليه السّلام بر او اجراى حد كرد و عثمان به
هامش
( 1 ) . طبرى 3 / 397 چاپ مؤسسهء اعلمى