خشم آمد و به امام گفت : شما حق ندارى دربارهء وى چنين كارى انجام دهى امام عليه السّلام با سخنى برخاسته از حق و شرع به دو پاسخ داد : « بل و شرّ من هذا اذا فسق و منع حق اللّه أن يؤخذ منه » ؛ « 1 » بلكه بدتر از اين مورد ، آن است كه وى به فسق و فجور بپردازد و حق خدا از او ستانده نشود .
سياست مالى عثمان ، همان امتداد سياست عمر بود كه به ايجاد فاصلههاى طبقاتى انجاميد و در پرداخت سهم بيت المال برخى را بر برخى مقدم داشت ، ولى فساد سياستش از سياست خليفهء قبلى فزونتر بود ، در حكومت عثمان ، بنى اميه به ثروتهاى كلانى دست يافتند و آنگاه كه خليفه ، مورد اعتراض خزانهدار بيت المال قرار گرفت ، به دو گفت : تو فقط خزانهدار هستى ، هرگاه به تو چيزى داديم ، بستان و هروقت نداديم ، ساكت بمان . صندوقدار گفت : به خدا سوگند ! من نه خزانه دار توام و نه خاندانت ، بلكه خزانهدار مسلمانانم . . .
روز جمعهاى خزانهدار وارد مسجد شد و عثمان مشغول خطبه خواندن بود وى اظهار داشت : مردم ! عثمان تصور كرده من خزانهدار او و خاندانش هستم ولى اينگونه نيست بلكه من خزانهدار مسلمانانم و اكنون كليدهاى بيت المال شما را نزدتان آوردهام و آنها را به سمت مردم پرتاب كرد « 2 » .
موضع امام عليه السّلام در قبال عثمان
با خشم گرفتن مسلمانان بر عثمان ، بزرگان صحابه نيز در قبال انحراف خليفه و دستگاه حاكم وى ، به شدت موضع گرفتند و عثمان در مقابل ، به آزار و
هامش
( 1 ) . مروج الذهب 2 / 225 .
( 2 ) . طبقات ابن سعد 5 / 388 ، تاريخ يعقوبى 2 / 153 انساب الاشراف 5 / 58 ، المعارف ابن قتيبه 84 ، شيخ المضيرة ابو هريره 169 و الغدير 8 / 276 .