امام عليه السّلام و عدم پذيرش شرط عبد الرحمان
موضع مخالفى كه امام على عليه السّلام در قبال اين دو خليفه اتخاذ كرد ، به جهت مصلحتى ويژه و يا هدفى شخصى نبود ، بلكه در راستاى مصلحت دين و امت و آرمان اسلامى و به دور از هوا و هوس چنين موضعى گرفت .
وى در كليهء موضعگيرىهاى خود به قرآن و سنت استناد كرد و در همهء تصميمات خويش بر واقعگرايى و جنبهء دينى پافشارى داشت زيرا او پس از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم مسؤليت امور رسالت و امت را عهدهدار بود تا رسالت اسلامى با امورى در نياميزد كه آن را از فلسفه و هدف نزولش دور نسازد ، و سبب اين كه امام عليه السّلام از پذيرش بيعت سرباز زد و حاضر نشد طبق شيوهء شيخين ( ابو بكر و عمر ) عمل نمايد ، همين قضيه بود زيرا با وجود قرآن و سنت نبوى ، در اصول اعتقادى ، چيزى به نام سيرهء شيخين وجود نداشت و اگر امام عليه السّلام با اين شرط موافقت كرده بود ، معنايش اين بود كه حضرت عملكرد آن دو را به عنوان سنت نبوى امضاء و تأييد نموده است . با اينكه در سيرهء شيخين انواع تناقضات و تفاوتها ديده مىشد . نه تنها بين سيرهء هريك بلكه بين سيرهء آنان و قرآن و سنت شريف پيامبر نيز تناقض و تفاوت به چشم مىخورد .
از اين گذشته امام عليه السّلام به خوبى آگاه بود كه خود ، پس از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم در اين امت نقش مربى دارد ، بنابراين ، عمل كردن طبق شيوهء شيخين زيبندهء امام نبود تا ناگزير شود بعدا با آن به مخالفت برخيزد ، چنانكه عثمان به اين شرط تن در داد ولى بدان عمل نكرد .