پراكندگى و تباهى رسالت و جامعهء اسلامى از امير مؤمنان عليه السّلام گرفت ، آن حضرت را برترين سمبل مدافع از موجوديت اسلام در تمامى عرصهها قرار دارد .
از همين رهگذر امام على عليه السّلام از هر موقعيتى استفاده مىكرد و در هر موردى كه سران دولت به مسألهء دشوارى برمىخوردند به تشريح اركان دين مىپرداخت و ميان امتى كه هنوز آيين الهى در روح و جانشان رسوخ نكرده بود ، به ارائهء نقطه نظرات صحيح خويش اقدام مىكرد ، به همين دليل امام عليه السّلام چه در دوران ابو بكر و چه برههء بعدى حكومت خلفاء در امور زندگى مسلمانان ، معيار قضاوت و داورى و صدور فتوا ، به شمار مىآمد .
على عليه السّلام به همراه صحابهء برگزيدهاى كه در رنج و دشوارىهايش ياور او بودند ، به دفاع از مدينه پرداخت تا از هجوم واپسگرايان از اسلام جلوگيرى به عمل آورد .
وصيت ابو بكر به عمر
امام على عليه السّلام همواره مورد جفا و ستم قرار گرفت و حقش را از او دور ساختند ، وى از درجا زدن خلافت و به ضعف گراييدن رسالت رنج مىبرد و راهى جز شكيبايى نمىيافت و صبر و بردبارى مىكرد و نيك مىانديشيد وى در خطبهء خود معروف به شقشقيه از حزن و اندوه و دردهايش پرده برمى دارد و مىفرمايد :
به خدا سوگند ! ابو بكر رداى خلافت را به تن كرد و به خوبى مىدانست نقش من در گردش حكومت اسلامى چونان محور سنگ آسياست .
او آگاهى داشت سيلها و چشمههاى علم و فضيلت از دامن كوهسار وجود من