5 . اكنون بيا و دلائل واهى آنان را بشنو ! هر اندازه عمر كنى و زنده بمانى ، دنيا شگفتىهاى تازهاى به تو نشان خواهد داد و اگر مىخواهى شگفتزده شوى ، از سخنان آنان پيرامون خلافت ديگران به شگفت آى ؛
كاش مىدانستم آنها در كارهايشان به كدام سند استناد جستند ؟ و بر كدام پشتوانه اعتماد كردند ؟ و به كدام دستآويز محكم چنگ زدند ؟ و بر كدامين ذريّه گستاخى كرده و مسلّط شدند ؟ چه بد سرپرست و ياورى ، و چه بد مونس و همدمى براى خود برگزيدند ؟
6 . آنها پيشگامان را رها كرده و به سراغ دنبالهها رفتند ، شانه را با دم معاوضه كردند ! بينى گروهى كه با كارهاى ناپسندانه ، به تصور خود كار نيك انجام مىدهند ، به خاك ماليده خواهد شد !
به هوش باشيد ! كه آنها مفسدند ولى خود ، درك نمىكنند !
7 . واى به حالشان ! آيا كسى كه مردم راى به سوى حق دعوت مىكند به پيروى سزاوارتر است يا آنكس كه تا هدايتش نكنند ، به هدايت رهنمون نمىشود ، شما راى چه مىشود چگونه داورى مىكنيد ؟ !
به جانم سوگند ! اكنون شتر خلافت باردار شده ، در انتظار بمانيد در آيندهاى نه چندان دور نوزادش را بهدنيا مىآورد و شما كه در پى منافع آن هستيد به جاى كاسهء شير ، كاسههاى پر از خون تازه و زهر كشنده بدوشيد ، در آن هنگام است كه باطلگرايان به زيان گرفتار مىشوند و دنبالهروان ، فرجام كارى را كه پيشوايانشان پايه نهادهاند ، خواهند ديد .
8 . برويد و از اين پس به دنياى خود دل خوش كنيد و از آن راضى و خرسند باشيد ، ولى براى آزمون و فتنهء پراضطرابى كه در انتظار شماست ، خويشتن را مهيا سازيد ، به شمشيرهاى برنده و سلطهء تجاوزگران ستمكار و خونخوار ، و هرج و مرجى گسترده و حكومت مستبدانهء ستمگران ، كه ثروتهاى شما را بر باد و جمعيت شما را درو مىكند ، شادمان باشيد !
تأسف بر شما ! چگونه اميد نجات و رهايى داريد ، با اينكه حقيقت بر شما پوشيده مانده و از واقعيتها بىخبريد ؟ آيا ممكن است ما شما راى با كراهت مجبور به پذيرش حق كنيم ؟
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 243
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤٣