1 . به خدا سوگند ! در حالى صبح كردم كه از دنياى شما متنفّر ، مردانتان را دشمن مىشمارم و از آنها بيزارم ، آنان را آزمودم و دور افكندم و در بوتهء آزمايش قرار دادم و متنفّر شدم ، چقدر زشت و ناپسند است شكسته شدن شمشيرها و سكوت در برابر دشمن و به شوخى گرفتن سرنوشت مسلمانان و انجام كارهاى بىحاصل و تسليم در برابر دشمن و فساد و تباهى عقيده و آرمان و گمراهى افكار و انديشه و لغزش ارادهها ، آنان چه اعمال ناپسندى پيش از خود براى آخرت فرستادند كه خدا بر آنها خشم گرفت و در عذاب الهى جاودانه خواهند بود .
2 . چون اينگونه ديدم ، مسئوليت آن را به گردنشان افكندم و بار سنگين گناه آن را بر دوش آنان و رهآورد هجومش را بر عهدهء آنها نهادم .
3 . واى بر آنها ! چگونه خلافت را از كوههاى استوار رسالت و اركان متين نبوّت و رهبرى و خاستگاه نزول وحى و جبرئيل امين و آگاهان در امر دنيا و دين ، كنار زدند . به هوش باشيد ! كه اين ضرر و زيانى آشكار است .
آنان چه ايرادى بر ابو الحسن [ على ] داشتند ؟
4 . به خدا سوگند ! آنها بر شمشير برندهء على و بىاعتنايىاش در برابر مرگ در ميدان نبرد و قدرتش در جنگجويى و ضربات درهم شكنندهاش ، ايراد مىگرفتند .
به خدا سوگند ! اگر مردم با يكديگر همدست شده بودند و زمام خلافت را بر عهدهء كسى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرموده بود ، سپرده بودند هرگاه مردم از جادهء حق منحرف مىشدند ، آنها را بىرنج و دغدغه چنان به راه راست رهنمون مىشد كه نه مركب ناتوان مىشد و نه راكب خسته و ملول مىگشت و سرانجام آنان را به سرچشمهء آب زلال و گوارا ، وارد مىساخت ، نهرى كه دو طرفش مالامال از آب بود ، آبى كه هرگز ناصاف نمىشد و سپس آنها را پس از سيرابى كامل ، بازمىگرداند و در نتيجه او را در نهان و آشكار خيرخواه خود مىيافتند .
[ على ] هرگز از دنيا بهره نمىگرفت و از آن سودى جز سيراب كردن تشنهكامان و سير نمودن گرسنگان نداشت و در اينجا دنياپرست از زاهد ، و راستگو از دروغگو ، براى همهء آنان روشن مىشد . و به فرمودهء خدا : اگر اهل شهرها و آبادىها ، ايمان مىآوردند و تقوا پيشه مىكردند ، درهاى بركات آسمان و زمين راى بر روى آنها مىگشوديم ، ولى آنها تكذيب كردند و ما آنان راى به كيفر اعمالشان گرفتار ساخته و مجازات نموديم و كسانى كه از آنها به جور و ستم رو آورند ، اعمالشان دامان آنها راى خواهد گرفت و هرگز نمىتوانند از چنگال عذاب الهى بگريزند .
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 241
مساهمون: منذر حكيم
ص٢٤١