سخن زهرا عليها السّلام بدينجا كه رسيد رو به سمت قبر مطهّر پدر برتافت و عرضه داشت : « 1 »
پدر ! پس از تو خبرها شد و حوادثى رخ داد كه اگر زنده بودى ، ما دست به گريبان اين غم و اندوه نمىشديم ، با از كف دادن وجود مقدست ، قوم تو چنان گرفتار آمدند و سامان كارشان از هم گسسته شد كه گويى سرزمينى محروم از باراناند ، غير از ما هر خاندانى كه در پيشگاه خدا منزلتى داشت ، نزد بيگانگان نيز از احترام برخوردار بود ، پدر ! به مجرّد اينكه از دنيا رفتى و چهرهء مباركت در خاك نهان شد ، عدّهاى از امت تو ، راز و اسرار سينههاى خود را پديدار ساخته و ما را به خوارى و ذلّت كشاندند .
آنگاه كه از دست رفتى ، همهء زمين چپاول شد و به يغما رفت ، پدر عزيز ! تو ماه شب چهارده و مشعل فروزانى بودى كه از جانب پروردگار بر تو قرآن نازل مىشد ، جبرئيل با آياتى كه از ناحيهء خدا مىآورد ، همواره مونس و همدم ما بود ، ولى آنگاه كه از ديدهها غايب و پنهان شدى ، تمام خير و بركات از ما رخت بربست ، كاش پيش از تو مرده بوديم و هنگام رحلت جانسوزت كه پردهها ميان ما فاصله انداخت ، زنده نبوديم .
حضرت سخنان خود را به پايان برد و به روشنترين شكل ممكن حقيقت را در آن آشكار ساخت و از خليفه پاسخ خواست و با دلايل و براهين دندان
هامش
( 1 ) . احتجاج 1 / 253 - 279 چاپ سازمان اوقاف ( انتشارات اسوه ) .قد كان بعدك أنباء و هنبثة * لو كنت شاهدها لم تكثر الخطب
إنّا فقدناك فقد الأرض و ابلها * و اختلّ قومك فاشهدهم و لا تغب
و كلّ أهل له قربى و منزلة * عند الإله على الأدنين مقترب
أبدت رجال لنا نجوى صدورهم * لمّا مضيت و حالت دونك الترب
تجهّمتنا رجال و استخفّ بنا * لمّا فقدت و كلّ الأرض مغتصب
و كنت بدرا و نورا يستضاء به * عليك ننزل من ذي العزّة الكتب
و كان جبريل بالآيات يؤنسنا * فقد فقدت و كلّ الخير محتجب
فليت قبلك كان الموت صادفنا * لمّا مضيت و حالت دونك الحجب