سويى ، من به تنهايى مرتكب اين عمل نشدم بلكه مسلمانان در اين زمينه با يكديگر همدست شدند ، من در اين قضيه خودسرانه عمل نخواهم كرد . اين حال من و اين مال و دارائيم همه از آن تو و در اختيار توست ، تو از آن محروم نمىشوى و آن را از تو دريغ نمىدارم ، تو بانوى بانوان امت پدرت و شجرهء پاك فرزندانت هستى ، انكار فضايلى كه مجموعهء آن ويژهء توست ، صورت نخواهد گرفت و از شاخه و ساقهات ، كسى نمىتواند فرونهد ، فرمانت در آن چه در اختيار دارم نافذ است ، آيا خود مىپسندى كه من در اين موضوع بر خلاف گفتهء پدرت رفتار كنم ؟ .
فاطمهء زهرا عليها السّلام پاسخ داد :
« سبحان اللّه ما كان أبي رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و سلم عن كتاب اللّه صادفا و لا لأحكامه مخالفا ! بل كان يتّبع أثره و يقفو سوره أفتجمعون إلى الغدر اعتلالا عليه بالزور و هذا بعد وفاته شبيه بما بغي له من الغوائل في حياته هذا كتاب اللّه حكما عدلا و ناطقا فصلا يقول :
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
« 1 » و يقول :
وَ وَرِثَ سُلَيْمانُ داوُدَ
« 2 » و بيّن عزّ و جلّ فيما وزّع من الأقساط و شرع من الفرائض و الميراث و أباح من حظّ الذكران و الإناث ما أزاح به علّة المبطلين و أزال التظنّي و الشبهات في الغابرين كلّا بل سوّلت لكم انفسكم أمرا فصبر جميل و اللّه المستعان على ما تصفون » ؛
هامش
( 1 ) . ابن ابى الحديد در شرح نهج 16 / 221 مىگويد حديث نفى كردن ارث را تنها ابو بكر روايت كرده و در ص 227 و 228 در اين زمينه سخنى دارد ، بدان مراجعه شود سيوطى در تاريخ الخلفاء 72 و ابو القاسم بغوى و ابو بكر شافعى در فوائد خود و ابن عساكر از عايشه روايت كردهاند كه گفت در مسألهء ميراث رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به اختلاف افتادند و در اين خصوص از هيچكس اطلاعى حاصل نكردند ابو بكر گفت من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شنيدم مىفرمود ما پيامبران چيزى را به ارث نمىنهيم ، آنچه پس از ما مىماند صدقه خواهد بود .
( 2 ) . نمل / 16 .