13 . بنابراين ، از خدا آنگونه كه شايسته است پروا داشته باشيد و بكوشيد مسلمان از دنيا برويد ، خدا را در آنچه امر يا نهى فرموده اطاعت نماييد - علم و دانش بياموزيد - زيرا تنها انديشمندان و آگاهان از خدا بيمناك كند .
14 . سپس فرمود : مردم ! بدانيد ! من فاطمه و پدرم محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم است ، آغاز و انجام سخنانم يكى است و در آن اشتباه راه ندارد و در كارهايم راه خطا نمىپويم .
پيامبرى از ميان شما برخاست و به سويتان آمد كه از رنجهاى شما نگران مىشد و به هدايتتان علاقهء فراوان و نسبت به مؤمنان مهربان و دلسوز بود .
15 . اگر در پى شناخت نسب او برآييد ، ملاحظه مىكنيد كه او پدر من بوده است ، نه پدر زنان شما ! برادر پسر عموى من بوده ، نه برادر مردان شما ! وه ! چه نسبى با افتخار ؛ وى رسالتش را به خوبى انجام داد و مردم را به روشنى و وضوح ، از عذاب خدا بيم داد ، از راه و رسم مشركان سر برتافت و بر گردن آنها شمشير نهاد و گلويشان را فشرد تا از شرك ، دست بردارند .
او همواره با دليل و برهان و اندرز سودمند ، مردم را به راه پروردگار خويش فرا مىخواند ، بتها را درهم مىشكست و مغزهاى پليد بتپرستان را به سنگ مىكوبيد و متلاشى مىساخت ، بدينترتيب ، تاريكىها بر طرف و سپيدهدم برآمد و حق ، آشكار گشت .
نمايندهء دين به سخن درآمد و زمزمههاى شياطين به خاموشى گراييد ، نفاقافكنان به هلاكت رسيدند و گرههاى كفر و نفاق باز شد و زبان به كلمهء اخلاص [ لا إله الا اللّه ] گشوديد در صورتى كه گروهى اندك و تهيدست و در لب پرتگاهى از آتش دوزخ قرار داشتيد و به جهت نفرات اندك خود ، چونان جرعهء آبى براى تشنهكام و يا لقمهاى براى گرسنه و يا شعلهء آتشى براى كسى كه شتابان در پى آتش است ، مىمانديد و لگدكوب گامها بوديد و پيوسته از دستبرد دشمنان پيرامون خود بيمناك بوديد !
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: منذر حكيم
ص١٨٥