خويش در موارد بسيارى از مبارزات و صبر و بردبارى و جهاد پدر ، با آن بزرگوار تشريك مساعى داشت .
روايت شده : رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در بازگشت از نبردى ، با ورود به شهر ، داخل مسجد شد و دو ركعت نماز بجا آورد و آنگاه - طبق معمول - قبل از رفتن به خانههاى همسرانش ، به خانهء زهرا رفت تا از وى ديدار و از ديدنش شادمان گردد ولى زهرا عليها السّلام با مشاهدهء آثار خستگى زايد الوصفى در چهرهء پدر بزرگوار ، نگران شد و به گريه افتاد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پرسيد : فاطمه جان ! چرا گريه مىكنى ؟ عرضه داشت : پدر جان ! مىبينم رنگ چهرهء مباركت زرد شده است . حضرت فرمود :
فاطمه جان ! خداى عزّوجلّ پدرت را به رسالتى برانگيخته كه وارد هر خانهاى چه از خشت و گل و چه از چادر موئين خواهد شد ، به عزّت در ايمان و يا به ذلّت در كفر و بدين ترتيب رسالت پدرت همهء كرهء زمين را فراخواهد گرفت . « 1 »
مهر و عاطفه و توجه و عنايت و ايثار و از خودگذشتگى و مشاركت زهرا عليها السّلام با پدر بزرگوارش به عنوان رهبر و پيامبر عظيم الشأن اسلام در سختىها و تنگناها ، محدود به همين نمىشد . روزى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم كه در كنار يارانش براى سنگربندى مدينه و حراست از اسلام ، مشغول حفر خندق بود فاطمهء زهرا عليها السّلام كه قرص نانى در دست داشت خدمت پدر رسيد و آن را به دست حضرت داد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : فاطمه جان ! چه برايم آوردهاى ؟ عرضه داشت : اين نانها را براى فرزندانم پخته بودم و قرصى از آن را براى شما آوردم . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : دخترم ! اين نخستين غذايى است كه پدرت پس از سه روز در دهان مىنهد . « 2 »
هامش
( 1 ) . فضائل الخمسهء فيروزآبادى 3 / 161 ، حلية الأولياء ابو نعيم 2 / 30 ، كنز العمال 1 / ح 1448 .
( 2 ) . ذخائر العقبى 47 ، فضائل الخمسه 3 / 161 .