پدر و صبر و بردبارى آن حضرت و ناظر مجروح شدن وجود مقدس نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم در جنگ ( احد ) و شكسته شدن دندان مبارك آن بزرگمرد بود و با چشم خود مىديد كه منافقان پدرش را چگونه تنها گذاشتند و نظارهگر شهادت عموى پدرش حضرت حمزه شير خدا و جمعى از مؤمنان برجسته و ياران آن حضرت بود .
روايت شده : هنگامى كه فاطمهء زهرا عليها السّلام و صفيّه - پس از جنگ احد - خدمت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم شرفياب شدند و چشمشان به وجود مقدس پيامبر افتاد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به على عليه السّلام دستور داد : ( على جان ) مگذار عمّهام وضعيّت مرا ببيند او را نگاه دار ولى اجازه بده فاطمه نزدم بيايد . وقتى فاطمه به رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم نزديك شد و چشمش به پيشانى شكسته و دهان پر از خون پدر افتاد ، فرياد زد و به پاك كردن خون مشغول شد و همواره مىگفت : خشم شديد خدا بر كسانى كه چهرهء پيامبر خدا را خونين ساختند . رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم با دست مبارك خود ، خون چهرهاش را برمىگرفت و به هوا مىپاشيد و قطرهاى از آنها باز نمىگشت . « 1 »
فاطمه عليها السّلام مىكوشيد زخم بدن رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم را پانسمان كند و از خونريزى جلوگيرى به عمل آورد ، على عليه السّلام بر زخم آب مىريخت و فاطمه آن را شستشو مىداد و زمانىكه دخت رسول خدا از بند آمدن خون مأيوس شد قطعه حصيرى را در آتش سوخت و به خاكستر تبديل شد و خاكستر آن را بر زخم نهاد تا خونريزى قطع شد . « 2 »
تاريخ حاكى است كه زهراى مرضيه عليها السّلام با روح و احساسات لطيف
هامش
( 1 ) . بحار الانوار 2 / 96 ، احمد بن حنبل در مسند خود 5 / 334 روايت را به همين معنا آورده است .
( 2 ) . فضائل الخمسه 3 / 161 .