است ؟ خديجه فرمود : به جهت ترس از مرگ نمىگريم ، بلكه گريهام براى زهرا است زيرا هر زنى شب عروسى نياز به حضور زنى ديگر دارد تا رازهايش را به او بگويد و در كارهايش از او يارى بگيرد و فاطمهام جوان است و بيم دارم در شب عروسىاش براى انجام امور وى زنى حضور نداشته باشد .
من به او عرضه داشتم : بانوى من ! با تو پيمان مىبندم اگر تا آن روز زنده بمانم به جاى تو مسئوليت اين كارها را بر عهده گيرم ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم به گريه افتاد و فرمود : تو را به خدا به همين جهت ماندهاى ؟ عرض كردم : آرى ، به خدا ! و حضرت در حقم دعا فرمود . « 1 »
9 . ديدار با زهرا عليها السّلام
رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم بامداد روز عروسى فاطمه ، با ظرفى شير ، بر زهراى عزيزش وارد شد و به دو فرمود : پدرت فدايت ! از اين شير بنوش سپس به على عليه السّلام فرمود : پسر عمويت فدايت ! تو نيز بنوش . « 2 »
آنگاه از على عليه السّلام پرسيد : همسرت را چگونه يافتى ؟ عرض كرد : بهترين ياور در راه اطاعت خدا و همين سؤال را از فاطمه پرسيد : در پاسخ پدر عرضه داشت :
بهترين شوهر . « 3 »
على عليه السّلام مىفرمايد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم پس از اين ماجرا سه روز نزد ما نيامد و بامداد
هامش
( 1 ) . در روايات آمده است كه اسماء بنت عميس در شب زفاف حضرت زهرا حضور داشته ، در صورتى كه اسماء با شوهرش جعفر بن ابى طالب در سرزمين حبشه در مهاجرت بسر مىبردند ، و تا روز فتح خيبر از آن سامان بازنگشتند و در مراسم شب عروسى فاطمه عليها السّلام حضور نداشته است ، و شايد كسىكه در زمان وفات فاطمه حضور داشته ( سلم بنت عميس ) خواهر اسماء و همسر حضرت حمزه بوده است و يا به دليل اينكه اسماء از خواهرش معروفتر بوده از او روايت نقل كردهاند و يا يك راوى در نقل ، اشتباه كرده و راويان ديگر از او پيروى كردهاند . كشف الغمه 1 / 368 .
( 2 ) . كشف الغمه 1 / 368 .
( 3 ) . بحار الانوار 43 / 117 .