پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم از ناحيهء پروردگارش دليل روشن داشت . پيامبران كانون هدايت مردمند و دلايل روشنى در اختيار دارند ولى مردم از چنين موهبتى برخوردار نيستند . اما اين گزارش عايشه اشاره دارد كه ورقه ، به رسالت پيامبر پىبرد و در او ايجاد آرامش كرد !
اينگونه سخنان راه را جهت عيبجويى اهل كتاب در مورد رسالت نبىّ اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم بازكرد و گفتند : طبق اين روايات ، پيامبر شما به فرستاده شدن خود از نزد خدا مطمئن نبوده بلكه ورقهء مسيحى به او چنين اطمينانى داده است ؛ و برخى با استناد به همين گفته كه در كتب حديث آمده و تاريخنگاران آن را منتشر ساختهاند ! چنان بىپروا سخن گفتهاند كه حتى مدعى شدهاند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم يكى از كشيشان تربيتيافتهء دست ورقه بوده است . و اين پرتگاهى است كه در اثر دورى از واقعيّتهاى عقل و كتاب و سنّت ، به وجود آمده است .
آيا به راستى انسان خردمندى كه با منطق قرآن و از آن مسير با شخصيّت پيامبران آشنايى دارد ، چنين چيزى را مىپذيرد ؟ چگونه مىتوان تنها با ادعاى انتساب اين گزارش به عايشه همسر پيامبر ، مضمون آن را به عنوان يك حقيقت باور كرد ؟ !
روايتى دهشتآورتر و با محتوايى ترديدبرانگيزتر ، در تاريخ طبرى آمده است ؛ مىنويسد : پيامبر خوابيده بود كه فرشتهاى نزد وى آمد و نخستين آيات سورهء علق را به دو آموخت . رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : « از خواب برخاستم و گويى در دلم فرشتهاى حك شده بود . من كه هيچيك از آفريدههاى خدا برايم تنفرآميزتر از شاعر يا مجنون نبودند ، به اندازهاى كه توان نگريستن به آن دو را نداشتم . با خود گفتم : من دورافتاده ، شاعرم يا مجنون ! هرگز نخواهم
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 106
مساهمون: منذر حكيم
ص١٠٦