گذاشت قريش دربارهء من چنين سخنى بگويند ! اگر چنين كنند ، به بلندى كوهى رو خواهم آورد و خود را از آنجا پرتاب مىكنم تا كشته شوم و آسوده گردم .
رسول خدا فرمود : بيرون رفتم و تصميم بر اين كار گرفتم . به وسط كوه كه رسيدم صدايى از آسمان شنيدم مىگويد : « اى محمد ! تو فرستادهء خدا هستى و من جبرئيلم . » « 1 »
براساس اين گفته ، ترس و بيم پيامبر به پايهاى مىرسد كه تصميم به خودكشى مىگيرد درحالىكه ارادهء خداوند تعلق گرفته وى را به پيامبرى و هدايت مردم و دعوت آنان به سوى حق برگزيند . بنابراين ، آيا مطالبى كه در اين روايت وجود دارد با آن افق روشن ، تناسب و سازگارى دارد ؟ !
بدينگونه مىتوانيم موضوعات تاريخى را بر مبانى قطعى و ثابت عقل و كتاب و سنّت عرضه كنيم تا نتايج واضح و روشنى به دست آوريم و از موضوعاتى كه در برابر نقد سازندهء علمى تاب نمىآورند ، دست برداريم .
پس از ملاحظهء آيات صريح قرآن عزيز ، اگر رواياتى را بنگريم كه پيرامون نخستين برخورد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم با وحى الهى در برخى منابع حديث و سيره وارد شده و در كنار آن مسايل شگفتآورى كه آيات قرآن آنها را نمىپذيرد ، مورد توجه قرار دهيم ، به راهيابى افسانهها و اسرائيليات به اينگونه روايات اطمينان حاصل مىكنيم .
جا دارد بين اين روايت و حديث ديگرى كه در بحار الانوار علامهء مجلسى ( رضوان اللّه تعالى عليه ) آمده كه مربوط به آثار خارق العادهء وحى الهى و نتايج حاصل از آن است و در مورد شخص رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله و سلم و شخصيّت و
هامش
( 1 ) . تاريخ طبرى 2 / 201 ؛ تحقيق محمد ابو الفضل ابراهيم ، چاپ دار سويدان . بيروت .