تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 104

مساهمون:

ص١٠٤
6 .
وَ لا تَعْجَلْ بِالْقُرْآنِ مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ وَحْيُهُ وَ قُلْ رَبِّ زِدْنِي عِلْماً ؛
« 1 » پيش از آن‌كه وحى قرآن بر تو تمام شود ، در تلاوت آن شتاب مكن و بگو : پروردگارا ! دانش مرا افزون فرما . 7 .
وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي ؛
« 2 » « و اگر هدايت يابم به وسيلهء آن‌چه پروردگارم به من وحى مىكند ، هدايت مىيابم . 8 .
قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي ؛
« 3 » بگو : اين راه من است ! من و پيروانم با بصيرت كامل همهء مردم را به سوى خدا دعوت مىكنم . اگر به آن‌چه در اين آيات مبارك قرآنى وارد شده پىبرديد ، مىتوانيد با مراجعهء به منابع حديثى و تاريخى بر محكمات و متشابهات آن‌ها آگاهى يابيد . احمد حنبل از عبد الرزاق و او از معمر و او از زهرى ، از عروه نقل كرده كه عايشه گفت : « نخستين چيزى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم از وحى دريافت كرد ، رؤياى صحيح بود . وى هر رؤيايى را مىديد ، مانند سپيدهء صبح برايش تعبير مىشد و سپس خلوت مىگزيد و در غار حرا به خلوت مىنشست و در آن ، خدا را پرستش مىكرد . سپس نزد خديجه برمىگشت و ديگربار از رؤياى راست توشه برمىگرفت ، تا اين‌كه در غار حرا ، فرمان خدا را دريافت نمود . » در اين قسمت ازاين‌روايت مطلب شگفتى ، جز عدم حضور عايشه در آغاز وحى وجود ندارد و اين عبارت ، روشن نمىكند كه عايشه از چه كسى
هامش
( 1 ) . طه ، آيهء 114 . ( 2 ) . سبأ / 50 . ( 3 ) . يوسف / 108 .