سپس جبرئيل آنچه را از سوى خداى عزّ و جلّ به دو وحى شده بود ، به پيامبر وحى نمود و آنگاه به آسمان بالا رفت و محمد صلّى اللّه عليه و إله و سلم از كوه پايين آمد درحالىكه عظمت و شكوه و جلال خدا سراسر وجودش را فراگرفته و از عظمت مقام كبريايىاش تبولرز بر او عارض شده بود . . . نگرانى وى شدت يافت . بيم آن داشت كه مبادا قريش گفتهاش را تكذيب كنند و او را مجنون بخوانند و بگويند شيطان بر او مسلّط شده است .
وى از همان نخست ، خردمندترين آفريدگان خدا و كريمترين بندگان او بهشمار مىآمد و تنفرآميزترين چيزها نزد او شيطان و گفتار و كردار ديوانگان بود . ازاينرو ، خداى عزّ و جلّ خواست سينهاش را بگشايد و به او قوّت قلب ببخشد ؛ به همين سبب كوهها و صخرهها و گلولاى را به سخن آورد . به هركدام از آنها كه مىرسيد او را ندا مىدادند :
السلام عليك يا محمد ، السلام عليك يا ولىّ اللّه ، السلام عليك يا رسول اللّه .
بر تو مژده باد كه خداوند تو را فضل و برترى و پاكسيرتى و زيبايى بخشيد و به صفات نيك آراست و تو را برتر از آفريدگان اوّلين و آخرين قرار داد . از اينكه قريش تو را مجنون و منحرف از آيين [ نياكان ] بخوانند ، اندوهگين مباش . انسان برتر كسى است كه پروردگار جهانيان او را برترى بخشد و فرد شريف و بزرگوار آن است كه آفريدگار همهء موجودات ، او را مجد و بزرگوارى عطا كند . از اينكه قريش و گردنكشان عرب ، تو را تكذيب كنند ، نگران مباش ؛ چراكه پروردگارت تو را به برترين جايگاه شرف و بزرگوارى خواهد رساند و به والاترين مراتب بالا خواهد برد و دوستداران تو را به واسطهء وجود جانشينت على بن ابى طالب عليه السّلام از نعمتها بهرهمند كرده و شادمان مىسازد و دانش تو را به واسطهء وجود كليد و دروازهء شهر حكمتت على بن ابى طالب ، ميان بندگان خود و مرز و بومشان منتشر مىسازد و
أعلام الهداية ( پيشوايان هدايت ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: منذر حكيم
ص١٠٩