در اين خصوص مىتوان به آيات زير مراجعه نمود .
1 . سوگند به ستاره ، آنگاه كه افول مىكند * كه هرگز دوست شما منحرف نشده و مقصد را گم نكرده است * و هيچگاه از روى هواى نفس سخن نمىگويد * آنچه مىگويد چيزى جز وحى كه بر او نازل شده ، نيست * آنكس كه قدرت عظيمى دارد او را تعليم داده است * همان كسى كه توانايى فوق العاده دارد * او سلطه يافت * درحالىكه در افق اعلى قرار داشت * سپس نزديك و نزديكتر شد * تا آنكه فاصله او با پيامبر ، به اندازهء فاصلهء دو كمان يا كمتر بود * خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بندهاش وحى نمود * قلب پاك او در آنچه ديد هرگز دروغ نگفت ) « 1 »
2 .
قُلْ إِنِّي عَلى بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّي ؛
« 2 »
بگو : من دليل روشنى از پروردگارم دارم
3 .
قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَّ ؛
« 3 »
بگو ؛ من فقط بشرى مانند شما هستم ( با اين تفاوت كه ) به من وحى مىشود .
4 .
قُلْ إِنَّما أُنْذِرُكُمْ بِالْوَحْيِ ؛
« 4 »
بگو ؛ من تنها بوسيلهء وحى شما را بيم مىدهم .
5 .
قُلْ إِنَّما يُوحى إِلَيَّ أَنَّما إِلهُكُمْ إِلهٌ واحِدٌ ؛
« 5 »
بگو : تنها چيزى كه به تو وحى مىشود اين است كه معبود شما خداى يگانه است .
هامش
( 1 ) .وَ النَّجْمِ إِذا هَوى * ما ضَلَّ صاحِبُكُمْ وَ ما غَوى * وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوى * ذُو مِرَّةٍ فَاسْتَوى * وَ هُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلى * ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى * فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى * فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى * ما كَذَبَ الْفُؤادُ ما رَأىنجم / 1 - 11 .
( 2 ) . انعام / 57 .
( 3 ) . كهف / 110 .
( 4 ) . انبياء / 45 .
( 5 ) . انبياء / 108 .