تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 716

مساهمون:

ص٧١٦
جمع آن عزائم است در ترغيب ياران به جهاد فرموده : « فشدّوا عقد المأزر . . . و لا تجتمع عزيمة و وليمة ، ما انقض النوم لعزائم الامور » خ 241 359 ، گره‌هاى كمربندها را محكم كنيد ، اراده‌هاى بزرگ با ميهمانى جمع نمىشود ، چه شكننده تر است خواب شب تصميمهاى روز را . در حكمت 250 فرموده : « عرفت اللَّه سبحانه بفسخ العزائم و حلّ العقود و نقض الهمم » خدا را شناختم با نقض اراده‌ها و باز كردن نيّتها و شكستن قصدها ، يعنى انسان قصد مىكند ، كارى انجام دهد ، خداوند جلو آن را مىگيرد ، اين نشان مىدهد كه اگر قدرتى بالاتر از قدرت انسان نبود ، انسان همهء اراده‌هاى خود را عملى مىكرد ولى او تصميم مىگيرد و خدا آن را فسخ مىكند : * ( « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَ » ) * انفال : 24 عزائم اللَّه يعنى واجبات و محرمات خدا كه خدا در آنها ارادهء عملى شدن و نشدن فرموده است ، دربارهء قرآن فرموده : « مبيّنا حلاله و حرامه . . . و رخصه و عزائمه و عامّه و خاصّه » خ 1 44 منظور از « رخص » رخصتها ست خواه احكام ثانويّه باشد مانند * ( « فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَلا عادٍ . . . » ) * و مثل مستحبّات و عزائم واجبات و محرّمات است .
عزو نسبت دادن . « عزا فلانا الى ابيه : نسبه اليه » اعتزاء و تعزّى . نيز به همان معنى است و نيز به معنى صبر كردن آيد « عزّ الرجل عزّا : صبر » شش مورد از اين ماده در « نهج » آمده است « تعزيه » وادار به صبر كردن « عزّاه تعزية : سلَّاه و صبّره و امره بالصبر » « احسن اللَّه عزائك » يعنى خدا به تو صبر خوب بدهد در هنگام دفن فاطمه عليها سلام خطاب به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله فرموده : « قلّ يا رسول اللَّه عن صفيّتك صبرى . . . الَّا انّ فى التأسّى لى بعظيم فرقتك و فادح فصيبتك موضع تعزّ . . . » خ 202 320 « تعزّ » تصبّر و خويشتن دارى است يعنى در اثر مفارقت دختر گرامى تو ، صبرم كم شد ولى در عبرت گرفتن از فراق بزرگ و مصيبت گران رحلَّت شما ، مرا محلّ صبرى هست ( كه رحلت شما از فراق زهرا سختتر بود )
مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 716 | سيد علي اكبر قرشي