تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مفردات نهج البلاغة ( فارسي ) — صفحة 718

مساهمون:

ص٧١٨
عسف ميل و انحراف : « عسف الطريق و عن الطريق : مال عنه » همچنين است تسعّف و اعتساف . هفت مورد از آن در « نهج » ديده مىشود « فانّ الجاهل المتعلَّم شبيه بالعالم و انّ العالم المتعّسف شبيه بالجاهل المتعّنت » حكمت 320 نادان علم آموز شبيه عالم است و عالم منحرف مانند جاهل متكلَّف مىباشد . به زياد بن ابيه كه از كارگزارانش بود فرمود : « و احذر العسف و الحيف فانّ العسف يعود بالجلاء و الحيف يدعو الى السيف » حكمت 476 از انحراف و ظلم پرهيز كن كه انحراف به اختلاف منجرّ مىشود و ظلم مردم را به قيام وا مىدارد
عسكر جمع شدن . قشون و بسيار از هر شىء در اصل فارسى است : « العسكر : الجمع و الجيش و الكثير من كلّ شىء فارسىّ » اين لفظ چهار بار در « نهج » آمده است ، در جواب آنكس كه گفت ايكاش برادرم در بصره مىبود و پيروزى شما را مىديد فرمود : « و لقد شهدنا فى عسكرنا هذا اقوام فى اصلاب الرجال و ارحام النساء سيرعف بهم الزمان و يقوى بهم الايمان » خ 12 54 . ( نه تنها برادر تو بلكه ) در اين لشكر ما حاضر شده‌اند اقوامى كه فعلا در صلب پدران و شكم مادران هستند ، گذشت زمان آنها را به وجود مىآورد و ايمان با آنها تقويت مىشود « معسكر » : به صيغه مفعول لشگرگاه نامهء 11 « معسكر » به صيغهء فاعل : آنكه اردو مىزند و لشكر فراهم مىآورد ح 182 ، در مقام موعظه فرموده : « اين الذين . . . عسكروا العساكر و مدّنوا المدائن » خ 182 263 كجا رفتند آنهائيكه لشكرها فراهم آوردند و شهرها ساختند
عسل اين كلمه سه بار در « نهج » ديده مىشود ، در حكمت 400 فرموده : « العسل نشرة و الركوب نشرة و النظر الى الخضرة نشرة » نشرة بر وزن حمره : دوا ، معالجه كننده و شفاعت يعنى : عسل و سوار شدن و نگاه به سبزى دوا و معالجه هستند در لغت آمده : « النشرة : عوذة يعالج بها المريض و المجنون » دربارهء بهشت فرموده : « و يطاف على نزّالها فى افنية قصورها بالاعسال المصفّفة و الخمور المرّوقة » خ 165 239 بر اهل بهشت در ساحت قصور آن عسلهاى صاف شده و خمرهاى خالص ، گردانده مىشود « صفق » به معنى صاف شدن است