مقدارى آب از چينه دان كلاغ نر در منقارش ظاهر مىشود و كلاغ ماده آن را مىخورد و تخم مىگذارد ، اين گمان از آنجهت است كه كلاغ جفتگيرى خود را كاملا مخفى مىدارد ، حتى در مثل گفتهاند . « اخفى من سفاد الغراب » فلان كار از جفتگيرى كلاغ مخفىتر است .
امام صلوات الله عليه به اين دو گمان اشاره كرده و فرمايد : اگر جفتگيرى و بچه دارى طاووس چنين باشد كه گمان كردهاند ، اين عجب نيست زيرا نظير آن را در باردارى كلاغ نيز گفتهاند . پس در اينجا « دمعة » و « دمع » به معنى اشك چشم ، و « مدامع » محلهاى اشك چشم ( اسم مكان ) و « مطاعمة الغراب » جفتگيرى كلاغ و خوردن كلاغ ماده است آبى را كه در منقار كلاغ نر مىباشد ، جمع دمع دموع است كه چهار بار در موارد مختلف در « نهج » آمده است
دمغ زخم زدنى كه به مغز برسد . « دمغه دمغا » يعنى او را زخم زد و زخم به مغزش رسيد ، دامغه زخمى است كه عمق آن تا دماغ و مغز سر برسد . از اين لفظ فقط يك مورد در « نهج » آمده است .
آن حضرت در وصف رسول خدا صلى الله عليه و آله فرموده : « اللهم . . . اجعل شرائف صلواتك . . . على محمّد عبدك و رسولك . . . و الدافع جيشات الاباطيل و الدامغ صولات الاضاليل » خ 72 ، 101 ، خدايا بهترين صلوات خويش را قرار بده بر محمد ( ص ) بنده و رسولت كه از بين برندهء لشكريان باطل و شكنندهء مغز سطوتها ضلالت بود . اباطيل جمع باطل و اضاليل جمع ضلالت است .
دمن دمنه : كينهء قديم . كينهء ثابت . جمع آن دمن است ( به كسر اوّل و فتح دوّم ) اين لفظ تنها يك بار در « نهج » يافته است در ذمّ ياران خويش فرموده : « قد اصطلحتم على الغلّ فيما بينكم و نبت المرعى على دمنكم و تصافيتم على حبّ الامال » خ 133 ، 192 ، يعنى بر حقد و كينه اتفاق كردهايد ، و چراگاه بر كينههاى ثابت شما روئيده است .
محمد عبده گويد : اصل دمن سرگين و بولهاى چهارپايان است كه علف بر آن مىرويد ولى ريشهء آن كثيف است
يعنى اين نفاقها و حيلهها بر آن حقد و كينه