دنيا مؤنث ادنى است ، اگر آن از « دنىء » و دنائت گرفته شود يعنى پستتر و اگر از دنوّ گرفته شود به معنى نزديكتر است و آن پيوسته وصف است و احتياج به موصوف دارد مثل حيات دنيا ، عذاب دنيا ، سعادت دنيا و غيره .
زندگى دنيا را دنيا ميگوئيم كه نسبت به زندگى آخرت پستتر و ناچيز است و يا از اين جهت كه از آخرت به ما نزديكتر مىباشد ،
جوهرى در صحاح گويد : زندگى دنيا به علت نزديك بودنش دنيا ناميده شده
در
نهايه گويد : دنيا اسم اين زندگى است كه آخرت از آن به ما دور است
لفظ دنيا دويست و بيست و نه ( 229 ) بار و كلمهء « دنياك » 9 بار و « دنياكم » 9 بار و « دنياه » ده بار و « دنياها » يك بار و « دنياهم » هفت بار در « نهج » آمده است . امام صلوات الله عليه دربارهء دنيا تمثيلها و تحذيرها و موعظههاى بىشمار دارد كه نقل آنها از حوصلهء اين كتاب خارج است چنان كه فرموده : « منهومان لا يشبعان طالب علم و طالب دنيا » حكمت 457 دو گرسنهاند كه سير نمىشوند يكى طالب علم و ديگرى طالب دنيا .
و نيز فرموده : « مرارة الدنيا حلاوة الآخرة و حلاوة الدنيا مرارة الآخرة » حكمت 251 ، منظور از مرارت دنيا سختيهاى طاعات و از حلاوت دنيا لذّات حرام است و نيز فرمايد : « من اصبح على الدنيا حزينا فقد اصبح لقضاء الله ساخطا . . . » حكمت 228 . به احتمال نزديك به يقين دنيا را به علت نزديكتر بودن دنيا گفتهاند على هذا آخرت به ما نزديكست و دنيا نزديكتر و آن وصف حيات است يعنى الحياة الدنيا و الحياة العقبى .
دهر زمان .
صحاحا و قاموس آن را زمان گفتهاند ، ابن اثير و اقرب الموارد زمان طويل و طبرسى : گذشتن شب و روز ( زمان ) گفته است
راغب در مفردات گويد : دهر در اصل نام مدت عالم از اول تا آخر است ، آنگاه به هر زمان طويل دهر گفتهاند . بر خلاف زمان كه بر قليل و كثير شامل است
اين لفظ به صورت مفرد بيست و هشت بار و به صورت « دهور » چهار بار در « نهج » آمده است : « الدهر يخلق الابدان و يجدّد الامال و يقرّب المنّية و يباعد الامنيّة من ظفر به نصب و من فاته تعب » حكمت 72 ، گذشت زمان بدنها را فرسوده مىكند ،