حسين رستمدار تفويض گرديد .
شورش سلطان حمزه
در آن سال حاكم تنكابن مريض شد . تنكابن از طرف ملك جهانگير از كجور مورد تهديد قرار گرفت .
درويش محمد خان اوروملو لاهيجان را به قصد رسيدن به تنكابن ترك گفت و قلعهء لاهيجان را به برخوردار بيك تفنگدار باشى و چند نفر ديگر سپرد .
كاركيا على حمزه ( به عقيدهء بعضى اين مرد حمزه نامى از قبيلهء چاپك بود و برخى معتقدند كه او از اعقاب سلاطين بيه پس مىباشد ) عنوان سلطان حمزه را به خود داد و با روساى چاپك و اژدر لشتهنشا موقعيت را براى شورش مناسب تشخيص داد و اعلان استقلال كرد آقا حسين رستمدار فرا كرد و به قلعهء لاهيجان كه بوسيلهء شورشيان محاصره شده بود پناهنده شد ولى با رسيدن خسرو شهريارى داروغهء رشت و على سلطان چاپلو حاكم كوچسفهان با 10000 نفر از بيه پس روساى چاپك و اژدر فرار اختيار نمودند و كاركيا على حمزه به ضرب گلوله كشته شد .
قتل عام مردم لشته نشا
درويش محمد خان اوروملو كه از تنكابن بازگشته بود از شاه عباس دستور قتل عام ساكنين لشته نشا را دريافت نمود . او به آنها اعلام كرد تا در مدت سه روز اين سرزمين را ترك گويند بعد تمام آنهائى را كه در لشته نشا ماندند از دم تيغ گذراندند و تمام اين منطقه را غارت نمودند پس از اين واقعه حكومت لشته نشا به اقورلو سلطان واگذار گرديد .
ميرزا محمد شفيع وزير گيلان
فرهاد خان قهرمانلو در سال 1006 هجرى ( 98 - 1597 ) در هرات بقتل رسيد و وزير او خواجه محمد شفيع خراسانى به وزارت گيلان منصوب شد . مالكين