تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
مير عباس سلطان چابك از طرف شاه عباس حاكم لشته نشا بود و بو سعيد مير از طايفهء اژدر كه در جنگل در اختفا به سر مىبرد از تسليم شدن به قزلباش امتناع مىورزيد . كاركيا شاه ملك حاضر شد تا با او متحد شود و براى تجديد سلطنت سابق اختلاف قديمى بيه پس و بيه پيش را فراموش كند . هنگاميكه شاه در طارم بود قدرت مهدى قلى خان شاملو را از او سلب نمود و او را از منصبى كه داشت معزول ساخت و احمد بيك بيگدلى را كه داروغهء لاهيجان بود به جاى او گذاشت . اين شخص با فرماندهان قزلباش و طالشقلى و كيا فريدون تا سفيد رود پيشروى نمود اما طالشقلى به شورشيان پيوست و قزلباشها به ديلمان بازگشتند . شورشيان مناصب فرمانده‌هاى خود را در لاهيجان تعيين نموده و براى بازگرداندن خان احمد خان به جستجوى او در شيروان فرستادند . شاه عباس پس از اطلاع از اين جريان به فرهاد خان دستور داد تا قزوين را ترك كرده براى برقرارى نظم به لاهيجان برود . در محرم سال 1002 هجرى ( 1593 ) وقتى كه على خان به گيلان مراجعت نمود شاه ملك كه در دهكدهء شيجان
Seyjan
مخفى بود به هلاكت رسيد و سر او را براى فرهاد خان كه تازه به لاهيجان رسيده بود فرستادند و فرهاد خان نيز بنوبهء خود آن را براى شاه فرستاد . طالشقلى همين كه از نزديك شدن قواى شاه با خبر شد براى مسدود نمودن راه شيمرود عزيمت نمود ولى مغلوب گرديد و فرهاد خان به لاهيجان وارد گرديد .

شورش و شكست على خان و اميره گسكر

در بهار سال 1003 هجرى ( 1595 ) شاه تصميم گرفت تا به قصد شكار عازم گيلان شود . او در نوروز سال 1002 ( 28 جمادى الثانى ) به كهدم رسيد .