تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 495

مساهمون:

ص٤٩٥
شاه اسمعيل كه به قصد يكسره ساختن كار بيه پس تا خرم لات پيش رانده بود به تقاضاى شيخ نجم رشتى از نقشهء خود چشم پوشيد و به شيخ كه سمت امير الامرائى را داشت دستور داد تا وسيلهء صلح بيه پس و بيه پيش را فراهم سازد مشروط بر اينكه لشته نشا به اميره حسام الدين واگذار شود . شيخ نجم دشمن كينه جوى سلاطين لاهيجان بود و مسلم بود پيمانى كه بوسيلهء او بسته شود نفع بيه پس را تضمين خواهد كرد . سلطان احمد خان از تسليم لشته نشا ملك قديمى خاندان خود كه مردم آن شيعه بودند خوددارى نمود و نخواست تا آن را به يك سنى بدهد بنابراين خود را آماده ساخت تا عليه بيه پس اقدام به جنگ نمايد اما در ساحل شيمرود شكست خورد و اميره حسام الدين به سمت پلورود تا كويه‌رود
Koyarud
پيشروى كرد و 3000 نفر را در كوچسفهان نگهداشت و به رشت بازگشت . در سال 915 هجرى ( 10 - 1509 ) شيخ نجم رشتى وفات يافت و فرمان حاكميت لشته نشا براى حسام الدين فسخ گرديد اما سلطان احمد خان كه به دربار سلطنتى ايران احضار گرديده بود و توانسته بود با فرستادن نماينده و هدايا مورد عفو قرار بگيرد فرمانى دريافت كرد كه بيش از آن تأخير نورزد . بنابراين در سلطانيه به حضور شاه رسيد و به عنوان مالك مقتدر همهء سرزمينهاى سرحدى از آستارا تا استر آباد منصوب گرديد . سلاطين مازندران و رستمدار با او اعلام اتحاد نمودند و سلطان احمد به بسط قدرت خود در اين ناحيه پرداخت . در سال 917 هجرى ( 12 - 1511 ) شاه تصميم گرفت تا بيه پس را مسخر سازد ولى اميره حسام الدين زن و فرزند خود اميره دباج را به حضور شاه فرستاد تا تقاضاى عفو نمايند و به اين ترتيب به نيروى شاهى دستور بازگشت داده شد .