جسيجان و رحمتآباد را تسليم نمايد .
پس از مدتى اميره حسام الدين سپهسالار عباس و دو نفر از برادرانش را به هلاكت رساند . ميرزا على چون مشاهده نمود كه دشمن فرمانده قواى خود را از دست داده است از موقعيت استفاده كرد و رحمت آباد را ويران كرد ولى مدتى بعد با او متاركهء جنگ نمود و ركابزن برادر سپهسالار عباس و پسر اميره سياوش گسكرى را كه هر دو به بيه پيش پناهنده شده بودند تسليم كرد .
كيا فريدون كه يكى از سرداران ميرزا على بود با دوستانش بر سر تقسيم ثروت مير غياث الدين مورد غضب واقع شدند و به زندان افتادند . اين امر ميان ميرزا على و برادرش سلطان حسن ايجاد نقار كرد مخصوصا چون كيافريدون از خدمت ميرزا على كناره گرفت و به خدمت برادر كوچكتر يعنى سلطان حسن در آمد اين كدورت افزوده گرديد . در اين ميان به سال 909 هجرى ( 4 - 1503 ) سلطان حسن تقاضا نمود تا به اردوى شاه اسمعيل كه قلعهء اوستا
Usta
در حوالى فيروز كوه را محاصره كرده بود برود و در بازگشت خود فهميد كه كيا فريدون ميرزا على را كه فرزندى نداشت تشويق كرده است تا سلطان حسن را وارث و جانشين خود سازد .
در اين وقت اميره حسام الدين سپاهى بر عليه ديلمان تجهيز كرد و ميرزا - على با استفاده از اين فرصت نيروئى براى تصرف رشت فرستاد ولى سربازان به جاى داخل شدن به شهر به تاراج و ايجاد بىنظمى پرداختند . مردم و عدهاى از سربازان كه براى حفاظت رشت مانده بودند جنگجويان بيه پيش را كه غنيمتهائى به چنگ آورده بودند تعقيب نمودند و عدهء زيادى از آنها را زندانى كردند . اميره حسام الدين همين كه از اين امر آگاه شد از راه سفيد رود و خرم لات از ديلمان بازگشت و همهء زندانيها را به قتل رساند .