كرد و به نزد شاه فرستاد و شاه بعدها اميره حاتم را به سبب اينكه مظفر سلطان را مورد نكوهش قرار داده بود مشمول عفو خود نمود و او را به كرمان فرستاد .
مظفر سلطان پس از ترك گيلان به شماخى و بعد به دربند رفت ولى در آنجا بوسيلهء افسران شاهى دستگير و به تبريز اعزام گرديد و در هفتم ربيع الثانى سال 943 هجرى به دستور شاه طهماسب زنده به آتش سوزانده شد .
در سال 933 هجرى كه شاه طهماسب زمستان را در قزوين به سر مىبرد سلطان احمد خان به آنجا رفت و مورد محبت و پذيرائى قرار گرفت . او از مذهب زيدى چشم پوشيد و به شيعه گرويد و پس از بازگشت ، رعاياى خود را نيز واداشت تا به تشيع رو آورند . در چهارم ذيقعدهء سال 936 هجرى ( 1530 ) قاسم سلمانى و فرزندانش را كه اقتدار فراوانى بهم رسانده بودند به طوريكه براى او جز نامى باقى نمانده بود به هلاكت رسانيد و خود در شعبان سال 940 هجرى بعد از سى سال و دو ماه سلطنت در گذشت .
كاركيا سيد على 41 - 940 هجرى ( 1534 )
جانشين او كاركيا سيد على كيا كه داراى طبع ملايم و آرامى بود گرديد ولى طبقات لشكرى به طرفدارى از برادرش سلطان حسن كه جنگجوى كاملى بود او را رها كردند . سيد على كيا و عدهاى از برادرانش به دست سلطان حسن گرفتار شدند و به دستور او در اوايل سال 941 هجرى در سمام به قتل رسيدند .
كاركيا سلطان حسن 43 - 941 هجرى ( 37 - 36 - 1534 )
كاركيا سلطان حسن پس از مدت كوتاهى قسمت بزرگى از بيه پس را فتح كرد و اميره دباج را به ستوه آورد . او در طاعون سال 943 وفات يافت و پسرش خان احمد خان كه يك ساله بود وسيلهء اميره عباس كه صاحب اختيار بود به تخت سلطنت جلوس كرد . به تقاضاى كيا خوركيا طالقانى يكى از سر - شناسترين مردم گيلان و وكيل آخرين سلطان شاه طهماسب بيه پيش را