سال 938 ( 1532 ) وفات يافت و در گورستان خاندان صفوى در اردبيل مدفون گرديد .
در سال 932 ( 26 - 1525 ) روساى روملو و تكلو از غيبت كپك
Kopek
سلطان استاجلو استفاده كردند و سرزمينهائى را كه به آنها واگذار شده بود بر استاجلو شوراندند . كپك سلطان پس از جمع آورى ياران خود در خلخال به تكلو حمله برد ولى شكست خورد و به گيلان گريخت . او از مظفر سلطان 8000 نفر كمك گرفت و عليه تكلو كه به دستور شاه اسمعيل تا منجيل و هرزويل پيشروى كرده بود اقدام نمود اما مغلوب گرديد و نيمى از سپاهيانش تارومار و قتل عام شدند و او با زحمت و دشوارى فراوان با منتشا
Mantasa
سلطان و قزل سلطان به جنگل گيلان رسيد و تا سال 933 هجرى ( 27 - 1526 ) زمانى كه به اردبيل عزيمت نمود در آنجا باقى ماند .
اميره حاتم 942 هجرى ( 1536 )
وقتى كه سلطان سليمان ترك آذربايجان را تسخير كرد مظفر سلطان به خوى رفت و با 8000 نفر از افراد خود به او ملحق گرديد . در بازگشت دريافت كه همهء سرزمين او به دست اميره حاتم حاكم كهدم و رعاياى خودش كه سالها به او وفادار بود افتاده است ، با او به نزاع پرداخت . مظفر سلطان با عدهاى از يارانش به پيره بازار گريخت و از آنجا در 22 شعبان سال 942 هجرى ( 1536 ) عازم شيروان شد . اميره حاتم خود را به رشت رسانيد و لقب شاه حاتم گرفت و سكه زد و دستور داد تا به نام او خطبه بخوانند و به رسم سلاطين فرمانروا طغرى به كار مىبرد و مهر بزرگى روى فرمانهاى خود مىزد . او تمام بيه پس را گرفت و با دو تن از زنهاى مظفر سلطان ازدواج كرد . با وجود اين سپهسالار رستم فومنى از اطاعت او سر باز زد و در سنگ فوزه
Sangfuze
او را مغلوب و زندانى