تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١
و زندانى كرد . سيد حيدر كياى گوكه
Guka
سيد على كيا كهدمى و سيد محمد كيا بازى كيا بوسيلهء اميره دباج به فومن فرستاده شدند . و سادات ديگر و سربازان به اسارت افتادند ، و بوسيلهء اميره محمد به رشت اعزام گرديدند ، و كهدم به اميره سالار پسر اميره انوز داده شد .

اميره سالار كهدمى - شكست سيد در رشت و مرگ سيد على

در اين ضمن سيد على كيا بدون اينكه در انتظار تمامى سپاهيانش بماند در رمضان 791 هجرى ( 1389 ) از لاهيجان به رشت رفت . سپاهيان فومن كه متعلق به اميره دباج بودند به پسيخان رسيده بودند ، و سيد على چون ديد براى جنگ هيچ آمادگى ندارد تصميم گرفت رشت را به آتش بكشد ، و در حالى كه به انتظار كمك بود با جنگ و گريز به سوى ننك
Nanak
عقب نشست ولى با دو پسر و برادرش سيد حسن كيا و عده‌اى از افراد خانواده‌اش در پاى حصارهاى رشت بقتل رسيد . سپاهيان اشكور به ميدان جنگ رسيدند ولى آنها هم منهزم گرديدند . سيد هادى كيا كه با سپاهيان تنكابن به كوچسفهان رسيده بود با شتاب به لاهيجان و از آنجا به تنكابن عقب نشست .

سلاطين ناصروند و بيه پيش دورهء دوم

اميره دباج لاهيجان را به بهادر ناصروند كه با خواهر اميره محمد رشتى ازدواج كرده بود داد . گوكه را به ملك فيروز بن ملك ناصروند ، و كيسم را به اميره مسعود ناصروند ، پاشيجا را به اميره جلال الدين ناصروند ، و رانكوه را به صعلوك مرداويج كه در خدمت سيد على كيا بود و بر اثر افكارى كه داشت او را ترك كرده و در جنگ عليه او شركت جسته بود سپرد . كياملك هزار اسبى از ساوه به اشكور مراجعت كرده ، و مالكيت قلعه - هاى لمسر و الموت را به دست آورده بود . فرماندهان كوشيج هم برگشته بودند