تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 588

مساهمون:

ص٥٨٨
صهوات - جمع صهوه ، پشت اسب يا اندكى پايين‌تر . صياصى - به فتح اول ، جمع صيصه و صيصيه ، حصار و قلعه و پناهگاه ض ضباع - به كسر اول ، جمع ضبع ، كفتار ضراب - به كسر اول ، مضاربه و شمشير زنى ضراوت - آزمند و حريص شدن و خوگرشدن ضرغام - شير درنده ضياع - به كسر اول جمع ضيعه : آبادىها و املاك ، به فتح اول ضايع و نابود شدن ط طاحنه - دندان آسيا طامهء كبرى - به تشديد ميم ، بلا و داهيهء عمومى ، كنايه از قيامت است طوارق - جمع طارقه ، آنچه به شب در آيد . روى دهنده . طواغيت - جمع طاغوت ، آنچه مايهء طغيان شود ، بت ، كنايه از طاغى و عاصى طود - به فتح اول ، كوه بزرگ طوّيت - نيت و مقصود طينت - سرشت ، خميره ظ ظبات - به ضم اول جمع ظبه ( به ضم اول ) ، دم شمشير و نيزه ظراب - جمع ظرب ، به فتح اول و كسر دوم ، كوه خرد ، پشته ظلف - به كسر اول ، نيازمندى و سختى در معيشت . ظلم - به ضم اول و فتح دوم ، جمع ظلمة ، تاريكيها . ظهارت - يا ظهاره ، روى لباس ، ابره ظهاير - جمع ظهيره ، گرمگاه ، نيمروز گرما ع عارفه - بخشش ، نيكى عاصف - باد سخت ، روزباد تند ، سخت وزنده عاير - آنكه حس بينايى را از دست داده باشد ، درد چشم عتاد - به كسر اول ، آنچه مورد نياز است از اسباب سفر مثل سوارى و توشه و مشك آب و كاسه عثرات - جمع عثرت ، لغزش‌ها عدوى - به فتح اول و الف مقصوره ، سرايت بيمارى . عذال - به ضم اول و تشديد دوم ، جمع عاذل ، سرزنش كنندگان عذبات - جمع عذبه ، رك : عذبه عذبه - شاخ درخت ، چابق تازيانه عذل - سرزنش و ملامت