و - آوردن مصدر تمام پس از فعل اول در جملات متعاطفه ، مانند اين موارد :
با تيغ و كفن به زنهار بايد رفت و در كرم و رحمت او كوفتن ، و خارى كه از كينه در سينهء او شكسته است به منقاش تضرع و تخشع بيرون كشيدن ، و غبارى كه از جفا بر حاشيهء خاطر او نشسته است به نسيم تلطف و تألف زايل گردانيدن ، و اگر تا اين غايت تقصيرى رفته است به خدمات پسنديده تدارك كردن و رسم خدمت بر قانون عبوديت از سر گرفتن ( ص 99 س 10 ) .
گاهى هم پس از فعل كامل اول ، افعال بعدى به وجه مصدرى نيست مانند : « به ابو على نوشت كه هر چه زودتر رحلت بايد كرد و بديشان پيوست ( ص 119 س 10 ) .
همچنين در برخى از موارد از آغاز فعل مركب را با مصدر تمام شروع مىكند :
ما را به نيشابور بايد رفتن و محمود را از آن ولايت و نواحى بر انگيختن و ولايت با تصرف گرفتن و ساكت و مطمئن گشتن ( ص 112 س 11 ) .
ز - استعمال مصدر مرخم با « فرمودن » :
« رقم تجاوز برين هفوات و عثرات فرمايد كشيد و ذيل عفو و مغفرت برين زلات فرمايد پوشيد ( ص 11 س 14 ) .
ح - استعمال فعل نفى با « نا » :
و رايات محمدى بر آن نواحى طلوع ناكرده ( نكرده ) ( ص ؟ ) .
و كس را بر او فرصت تغلب نابوده ( نبوده ) ( ص 379 س 7 ) .
ط - فعل التزامى را به صورت اخبارى با « مى » استعمال مىكند ، چنان كه در تاريخ بيهقى و كليله و دمنه نيز چنين است ، از قبيل :
و وزيرى بصير . . . به كفايت مهمات . . . او بازداشت تا منهاج منافع و مضار پيش چشم او روشن مىدارد و درسى از معرفت مصالح و مفاسد بر اوج تفكر او مىنويسد ( ص 2 س 7 ) .
و رجالهء طوس را بر ايشان آغاليم تا شبها بر حواشى لشكر شبيخون مىكنند و مواشى و اسباب ايشان مىربايند و رحال و اثقال ايشان غارت مىكنند ( يعنى شبيخون بكنند . . .
و بربايند و غارت بكنند ) ( ص 120 س 9 ) .
ى - استعمال فعل به طور مختلف از قبيل « كردست » به جاى « كرده است » :
و ابو الفتح بستى اين ابيات . . . انشا كردست ( ص 204 س 14 ) .
تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 571
مساهمون: أبي النصر محمد بن عبد الجبار العتبي
ص٥٧١