و أغيد سحّار بألحاظ عينه * حكى لى تثنّيه من البان أملودا
سلخت بذكراه عن الصّبح ليلة * أسامره و الكأس و النّاى و العودا
ترى أنجم الجوزاء و النّجم فوقها * كباسط كفّيه ليقطف عنقودا « 1 »
و كتب الى ابى بكر الخوارزمىّ [ 1 ] :
لئن كان ذنبى أنّى اعتللت * فذلك ذنب صغير صغير
و إن كان هجرى من أجله * فذلك ظلم كبير كبير
صدودك عنّى صدود الحيوة * و صدّ سواك يسير يسير
فزرنى قليلا تجد شاكرا * لديه القليل كثير كثير « 2 »
و له فى وصف اللّقانق [ 2 ] :
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، صو : و اين ابيات به ابو بكر خوارزمى مىنويسد
[ 2 ] - مب ، عتبى :
نقانق . رك : تعليقات .
( 1 ) و اغيد . . . : پسر زيبايى كه با نگاههاى گوشهء چشمش افسون مىكند ، و خميدگى و تبختر او به هنگام راه رفتن شاخهء نرم درخت « بان » را به خاطر مىآورد - شبى را تا صبح به ياد او و ذكر محاسن او به سر بردم و با وى و نيز پيالهء شراب و ناى و عود همنشين بودم - مىبينى ستارگانى را كه نزديك برج جوزا هستند در حالى كه ستارهء پروين بالاى آنهاست مانند كسى كه دستهايش را دراز كرده تا خوشه بچيند ( پروين به درخت خوشهدار تشبيه شده است ) .
( 2 ) لئن كان . . . : اگر گناه من اين باشد كه تعلل كردم گناهى بس كوچك است - و اگر دورى من به خاطر او باشد ، ستمى بسيار بزرگ است - اعراض تو از من مانند اعراض زندگى و روح من ، اما رو گردانى ديگران پس آسان و بى اهميت است - مرا اندكى ( گاهگاه ) زيارت كن تا ببينى كه من از آن سپاسگزارانم كه اندك نزد ايشان بسيار است .