تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 92

مساهمون:

ص٩٢
و نا ممكن مطالبت كرد تا خون در رگ وضيع و شريف بنگذاشت ، پس تذكره‌اى بتعرّف او بديوان عرض كردند و او را بگرفت بدست مسبّبان جافى باز داد تا آنچه داشت بستدند و او را در زير شكنجه و زخم چوب بارهاقى هر چه تمامتر هلاك كردند و به هارون بن ايلك خان ملك ترك رسول فرستاد و با او اسباب مباسطت مستحكم گردانيد و عقود موالات و مصافات مؤكّد كرد و در سرّ با او مواضعه‌اى مىنهاد كه ملك آل سامان بر خود قسمت كنند ، بخارا و سمرقند و هر آنچه وراء جيحون [ 1 ] او را باشد و آنچه دون جيحون است ابو على را مقرّر دارند و هر دو بمعاضدت و مساعدت يك ديگر قيام نمايند ، و او بدين دعوت مغرور شد و طمع در ملك مستحكم كرد و با انبوهى بسيار عزم بخارا مصمّم كرد [ 2 ] و همچنان بود كه گفته‌اند ، شعر :
سلّوا سيوف محمّد بمحمّد [ 3 ] * رضخوا بها هامات آل محمّد « 1 »
و ابو على بشعار دعوت نوح همچنان تظاهر مىنمود و در ولايت خطبه و سكّه بنام او مىكرد و از سمت غدر و كفران نعمت تجافى مىجست و از معرض ملالت و مذمّت بر مىخاست ، و چون فاتحهء آن محنت پيدا شد ، جمعى از معارف ما وراء النّهر بلذّات استطراف و استجداد مايل شدند و از تطاول و تمادى دولت آل سامان ملالت نمودند و بتعصّب و هواخواهى [ 4 ] بغرا خان برخاستند و در تصويب رأى و تشحيذ عزم او سعى مىكردند تا او بتدريج حواشى آن مملكت باز مىبريد و در تيسير مراد و تحصيل مقصود چشم باز مىكرد و بر اسرار كار وقوف مىيافت تا به اسپيجاب رسيد و نوح
هامش
[ 1 ] - نسخ ديگر : جيحون است [ 2 ] - شع ، مب ، چت ، چق : مصمم گردانيد [ 3 ] - نسخ ديگر ، و نيز متن تاريخ عتبى 163 : بمحمد سلوا سيوف محمد [ 4 ] - نسخ ديگر : هوا دارى ( 1 ) سلوا سيوف . . . : به نام محمد شمشيرهاى اسلام را بر آهيختند و با آنها سرهاى آل محمد را شكستند ( مراد بنى اميه و پيروان ايشان است كه به نيروى اسلام و به نام دين اسلام به جنگ اهل بيت پيغمبر حسين بن على ع برخاستند ) .