تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اليميني ( تاريخ العتبي ) ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
روانه كردند . ابو على گمان برد كه براى او فرستادند ، چون چند مرحله بياوردند و بسر دو راه رسيدند بجانب هرات بردند بمستقرّ فايق ، ابو على را معلوم شد كه سابقهء مواطاتى رفته است و تخصيص فايق بدان كرامات متضمّن قصد و حصد اوست ، و متيقّن شد كه اگر اين مكيدت بنفاذ رسد و اين انديشه باتمام پيوندد و ازو در دفاع و امتناع و محافظت بر جاه و خانهء خويش فترتى بينند رايت او يكبارگى نگوسار [ 1 ] شود و در استيصال و اخلال حال و اطفاء جمرهء او و اهل بيت او به هيچ وجه محابا نرود ، جدّ بليغ به كار آورد و از عواقب و خواتم كار احتراز نكرد [ 2 ] شعر :
إذا همّ القى بين عينيه عزمه * و نكّب عن ذكر العواقب جانبا « 1 »
و چون خبر يافت كه فايق از هرات منفصل شد تاختنى كرد و ميان هرات و پوشنج درو رسيد و در قتل و تنكيل نكايتى عظيم نمود و فايق بهزيمت به مرو رود افتاد و طايفه‌اى از لشكر ابو على بر عقب او تا پل مرو رود برفتند و او مستعدّ كار بود و بمقاومت ايشان باز ايستاد و بعضى را از آن جمع اسير كرد و به بخارا برد و ابو على به مرو رفت و به حضرت بخارا كس فرستاد و بحقوق اسلاف و توفّر بر شرايط عبوديّت و تشمّر براى لوازم خدمت و تكاثر باقارب و موالى خويش توسّل ساخت ، و التماس كرد كه منصب پدر بر او مقرّر دارند و شوافع قديم و ذرايع اكيد كه سيمجوريان را بر دولت آل سامان ثابت است مهمل نگذارند و او را از جملهء حشم و زمرهء خدم بيرون نيندازند و تضريب اصحاب اغراض در حقّ او مسموع و مقبول ندارند و چيزى كه موجب نفرت و نا اميدى او باشد جايز نشمرند . نوح بن منصور كلمهء او بسمع رضا اصغا فرمود و ملتمس او بايجاب مقرون داشت و امارت و قيادت جيوش بر قاعدهء اسلاف بر وى تقرير كرد
هامش
[ 1 ] - شع ، مب ، چت ، چق : نگونسار [ 2 ] - اس : احتراز كرد ( 1 ) اذا هم . . . : هنگامى كه به كارى همت گماشت ، عزم خود را ميان چشمان خود قرار مىدهد ( عزم را پيش روى خود قرار مىدهد ) و از ذكر عواقب كناره گيرى و احتراز مىكند ( به حوادث ايام نمىانديشد ) .