سيد المرسلين شنيدهاى و به اين حدّ هم بسنده نكرده ، خود شفاها هم ترا دعوت كرده است و از تو خواسته بر نمازت مواظبت كنى و فرموده است :
حافِظُوا عَلَى الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطى وَ قُومُوا لِلَّهِ قانِتِينَ
« 1 »
با اين همه اگر مسرور و شادمان نگشته و ندانى تو را به چه سعادت دنيوى و اخروى خواندهاند ، چگونه مىتوان گفت در زمرهء مسلمين و اهل ايمانى ؟ !
امّا اينكه نماز را با عجله تمام مىكنى ، چنانكه گويى مىخواهى خود را از آن رها كنى ؛ اى كاش مىدانستم براى چه كارى عجله مىكنى . اى خطاكار ، اى روسياه نامه سياه ، اى كه خود را در مهلكه مىافكنى ! آيا از سعادت خود فرار مىكنى ، تا به حال غفلت و بدبختى روى آورى ؟
شيخ كلينى از امام صادق عليه السّلام روايت مىكند كه فرمود : هنگامى كه بنده نماز مىخواند و نمازش را سبك مىخواند ، خداى تبارك و المؤمنين به فرشتگانش مىگويد : اين بندهء مرا ببينيد ، گويا گمان مىكند ديگرى حوايج او را برآورده مىسازد ، آيا نمىداند كه حوايجش به دست من برآورده مىشود ؟ « 2 »
همان حضرت مىفرمايد : به خدا قسم ممكن است ، پنجاه سال بر انسان بگذرد و خدا يك نماز او را نپذيرد . چه چيزى از اين سختتر است ؟ شما در بين همسايگان و دوستان خود كسانى را مىشناسيد كه اگر براى شما نماز مىخواند ، شما از او نمىپذيرفتيد ؛ چرا كه نمازش را سبك مىشمرد . خداوند عزّ و جلّ جز نيكو را نمىپذيرد . چگونه عملى را خواهد پذيرفت كه سبك شمرده شده است . « 3 »
اگر بندهاى از همهء اين خطرها سالم ماند و بندهء مسلمان و مؤمنى بود كه دين را
هامش
( 1 ) . بر نمازهاى خود مخصوصا نماز ميانه محافظت كنيد و به اطاعت خدا قيام نماييد ( سورهء بقره ، آيهء 238 . )
( 2 ) . اذا قام العبد فى الصّلوة فخفّف صلاته قال اللّه تبارك و المؤمنين لملائكته اما ترون الى عبدى كانّه يرى قضاء حوائجه بيد غيرى اما يعلم انّ قضاء حوائجه بيدى . ( كافى ، ج 3 ، ص 269 ، ح 10 . )
( 3 ) . و اللّه انّه ليأتى على الرّجل خمسون سنة و ما قبل اللّه منه صلوة واحدة فاىّ شىء اشدّ من هذا انّكم لتعرفون من جيرانكم و اصحابكم من لو كان يصلّى لبعضكم ما قبلها منه لاستخفائه بها انّ اللّه عزّ و جلّ لا يقبل الّا تعالى فكيف يقبل ما يستخفّ به ( كافى ، ج 3 ، ص 269 ، ح 9 . )