صفات پاك و بىشبيه اوست و حبّ و بغض و رضا و غضب نيز معنايى مناسب با ساير صفات الهى دارد . « 1 »
آداب شهادت به توحيد در نماز
در تشهد ، مهمّ آن است كه به قصد عبادت و معامله با خدا به وحدانيّت او شهادت دهى . به هنگام شهادت نبايد فقط قصدت اين باشد كه خدا در حقيقت يگانه است ؛ چون منظور از شهادت اين است كه هم معتقد باشى خدا يگانه است و هم تو جز او كسى را نمىپرستى و چيزى را بر او ترجيح نمىدهى ؛ زيرا اگر چيزى را بر خدا ترجيح دهى ، خدا به تنهايى معبود تو نيست ، بلكه آن چيزى را كه ترجيح مىدهى ، از همان جهت كه ترجيح مىدهى ، عبادت كردهاى ؛ پس شهادتت كاملا صادقانه نيست .
قرآن مجيد دربارهء كسانى كه هواى نفس خويش را بر خدا ترجيح مىدهند فرموده است :
اتَّخَذَ إِلهَهُ هَواهُ .
« 2 »
در تفسير آيهء شريفهء
اتَّخَذُوا أَحْبارَهُمْ وَ رُهْبانَهُمْ أَرْباباً مِنْ دُونِ اللَّهِ
« 3 » روايت شده است كه آنها براى احبار و راهبان خود نه روزهاى گرفتند و نه نمازى خواندند ، بلكه به پيروى از آنها خدا را معصيت كردند و همين روش در حكم آن است كه آنها را به خدايى پذيرفته باشند . « 4 »
پس مبادا براى آن ذات مقدّس شريكى قائل شوى يا آنكه با ترجيح هواى نفس و دنيا و يا هرچيزى ديگر بر او كافر شوى كه در اين صورت مستحقّ هلاكت خواهى شد .
هامش
( 1 ) . دو سال پس از تأليف اين كتاب در جزء اول تفسير طبرى ديدم كه جماعتى از مفسّرين غضب را دربارهء خدا به همين صورت معنى كردهاند . ( مصنّف كتاب )
( 2 ) . هواى نفسش را معبود خود قرار داده است ( سورهء جاثيه ، آيهء 45 و سورهء فرقان ، آيهء 25 )
( 3 ) . علما و راهبان خويش را به مقام ربوبيّت شناخته ، خدا را نشناختند . ( سورهء توبه ، آيهء 31 )
( 4 ) . بحار الانوار ، ج 2 ، ص 97 ، ب 14 ، ح 47 .