" چونك زاغان خيمه بر بهمن زدند * بلبلان پنهان شدند و تن زدند " « 1 »
* *
" كين مدار آنها كه از كين گمرهند * گورشان پهلوى كين داران نهند " « 2 »
* * " يفتى المفتى مبلغ رأيه و يتصدق المتصدق به قدر قدرته " « 3 »
* *
" . . . . . . . . . . . . . . . . * مر سر خر را سزد دندان سگ " « 4 »
* *
" نقصها آيينه وصف كمال * وان حقارت آينه عز و جلال " « 5 »
* *
" گر پليدى پيش ما رسوا بود * خوك و سگ را شكر و حلوا بود " « 6 »
* *
" روز عدل و عدل داد در خورست * كفش آن پا كلاه آن سر است " « 7 »
* *
هامش
( 1 ) دوم ، ص 249 ، ب 40
( 2 ) همان ، ص 262 ، ب 273
( 3 ) سوم ، ديباچه : مفتى بهاندازهء فضل و انديشه راى صادر مىكند و احساندهنده به قدر توانايى احسان مىنمايد .
( 4 ) يكم ، ص 221 ، ب 3603
( 5 ) همان ، ص 198 ، ب 3210
( 6 ) مثنوى ، ششم ، ص 272 ، ب 31
( 7 ) ششم ، ص 380 ، ب 1887