[ فصل سوم ]
بخش اول تحول در مولانا
دين و انسانيت از ديدهء مولانا ، عشق و مولانا ، زن و مولانا ، مولانا و موسيقى ، سماع .
دين و انسانيت از ديده مولانا :
زندگانى مولانا با معتقداتش و معتقدات وى با سخنانش يك كل منسجم و يك همآهنگى كامل پديد مىآورد .
مولانا كه به دنبال يك دورهء آمادگى طاقت فرسا ، به بحرانى بىنظير افتاده و سرانجام راه تمكين در پيش گرفته بود ، تقدس انسان را به والاترين درجه ارتقا داده و تمام اديان و مذاهب را بعنوان وسيلهاى براى تكامل انسان نگريسته است و از اين راه در تصوف به ارزش انسان ماهيتى كاملا واقعى بخشيده است .
تقديس انسان و او را آغاز و انجام ، هدف و نتيجهء آفرينش دانستن يكى از معتقدات عمدهء تصوف است . اما در اين اعتقاد كه اندكى هم تحت تاثير دين پيدا شده ، چشم بر خودپسندى انسان بستن ، ممكن نيست . خودپسندى در ميان انبوهى از صوفيان بطور وحشتناكى خودنمايى مىكرد . صوفيانى كه با مردم حشر و نشرى نداشتند و تمام انسانها و كائنات را در وجود خويش مىديدند ، فراوان بودند .