برمىآيد كه بين ملامتيان نيز بعضا تكدى را لازم مىدانستهاند « 1 » بين ملامتيان كه مناسبات نزديكى با اهل فتوت داشتند ، شرط آن بود كه سالك مطلقا انجام كارى را برعهده بگيرد ، ولى برخى از واصلان به مقام فنا به ترك اسباب معتقد بودند « 2 »
اما از نظر مولانا : او بههيچوجه تكدى را نمىپذيرفت و مىفرمود : " الله الله كه جميع اوليا در توقع سؤال را جهت ذل نفس و قهر مريد گشاده كرده بودند و رفع قنديل و تحمل زنبيل را واداشته و از مردم منعم بر موجب
" وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً "
« 3 » مال زكوه و صدقه و هديه و هبه هم قبول مىكردند ، ما آن در سؤال را بر ياران خود دربستهايم و اشارت رسول را بر جاى آورده كه استعفف عن السؤال ما استطعت ، تا هر يكى بكد يمين و عرق جبين خود امّا به كسب و امّا به تجارت و امّا به كتابت مشغول باشند و هركه از ياران ما اين طريقه را نورزد ، پولى نيرزد . . . . . . . . " « 4 »
به عقيدهء مولانا كوشش مقدسترين وظيفه است :
" گر توكل مىكنى بر كار كن * كشت كن پس تكيه بر جبار كن " « 5 »
" جهد حق است و دوا حق است و درد * منكر اندر جحد جهدش جهد كرد « 6 »
" كان فلانى يافت گنجى ناگهان * من همان خواهم مه كار و مه دكان
كار بخت است آن و آن هم نادر است * كسب بايد كرد تا تن قادر است
كسب كردن گنج را مانع كى است ؟ * پا مكش از كار آن خود در پى است « 7 »
هامش
( 1 ) رسالة الملامتيه طبع دكتر ابو العلا عفيفى ، مصر ، 1364 / 1945 ، ص 101 - 99 .
( 2 ) ثمرات الفؤاد ، صارى عبد الله ، مطبعهء عامرهء استانبول ص 81 - 79 .
( 3 ) قرآن كريم ، مدثر ( 73 ) ، آيهء 20 : و به خدا قرض نيكو دهيد .
( 4 ) مناقب العارفين ، ج 1 ، ص 245 .
( 5 ) مثنوى ، اول ، ص 59 ، ب 947
( 6 ) همان ، ص 62 ، ب 991 .
( 7 ) همان ، دوم ، ص 287 ، ب 36 - 733 .