" گفت سلطان ملك آن از نفس زاد * ريع تقصيرست و دخل اجتهاد . . .
بل قضا حق است و جهد بنده حق * هين مباش اعور چو ابليس خلق " « 1 »
زهد اندر كاشتن كوشيدن است * معرفت آن كشت را روييدن است
پس چو تن باشد جهاد و اعتقاد * جان اين كشتن نبات است و حصاد " « 2 »
تمام اين سخنان و بالاخره زندگانى شخصى وى بينش سازندهاش را آشكارا نشان مىدهد .
هامش
( 1 ) مثنوى ، ششم . ص 294 ، ب 403 ، 407 .
( 2 ) همان ، ششم ، ص 392 ، ب 93 - 2092 .